{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه آنجا به ما خوش گذشت

نه آنجا به ما خوش گذشت
نه اینجا
اسم دربدری ها را سفر گذاشته اند
با چمدانی
سنگین از آرزوها
در آوارگی ها پیر می شویم!
از غربتی
به غربتی دیگر رفتن سفر نیست
حرکت ناگزیر باد است
ازشهری به شهر دیگر.

- رسول یونان
دیدگاه ها (۳)

هیچ خوابی آنقدر عمیق نیست که من،صدایت را در آن نشنوم.حالا دو...

قطار می رودتو می رویتمام ایستگاه می رود ...و من چقدر ساده ام...

معجزه ای وجود دارد ،که دوستی نامیده می شود ...و در میان دل ا...

اگر می­شد صدا را دیدچه گل­هایی!چه گل­هایی!که از باغ صدای توب...

گاهی گمان می‌کنی تمام شده‌ای؛ مثل هیزمی نیم‌سوخته در اجاقِ ک...

رقص سایه‌ها | پارت ۱۱: پژواک در تاریکیسرم را به اطراف چرخاند...

قصر تاریکیقسمت ۲: فرار در نیمه‌شبسکوت عمارت سنگین‌تر از قبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط