دلم را
دلم را
در مردادی ترین روزهای سال جا گذاشته ام
دلم را
کنارِ کبوترهای عاشقِ پشتِ پنجره
بر بامِ بهشتی ترین خیالِ عشق
و در باغی از عطر یاس و گل پونه ها
جا گذاشته ام
دلم را پیش "تو" جا گذاشته ام
و در این روزهای قندیل بسته ی عشق
نه کبوتری پشت پنجره هست
نه باغی از یاس و گل پونه ها
و نه حتی تو
اشک هایم را
پایِ گلدانِ خشکیده یِ روی میز می ریزم
مشتی خنده بر صورتم می پاشم
و نقاب بی تفاوتی می زنم
تلخ است
اما می دانم
تو هیچ وقت هوای دلم را نداشته ای!!!!!
در مردادی ترین روزهای سال جا گذاشته ام
دلم را
کنارِ کبوترهای عاشقِ پشتِ پنجره
بر بامِ بهشتی ترین خیالِ عشق
و در باغی از عطر یاس و گل پونه ها
جا گذاشته ام
دلم را پیش "تو" جا گذاشته ام
و در این روزهای قندیل بسته ی عشق
نه کبوتری پشت پنجره هست
نه باغی از یاس و گل پونه ها
و نه حتی تو
اشک هایم را
پایِ گلدانِ خشکیده یِ روی میز می ریزم
مشتی خنده بر صورتم می پاشم
و نقاب بی تفاوتی می زنم
تلخ است
اما می دانم
تو هیچ وقت هوای دلم را نداشته ای!!!!!
- ۶۹۴
- ۱۶ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط