{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن خاکستر سردم که در من،شعله ی همه عصیان هست، من آن در

من آن خاکستر سردم که در من،شعله ی همه عصیان هست، من آن دریای آرامم که در من، فریاد همه طوفان هاست،من آن سرداب تاریکم که در من، آتش همه ایمان هاست،....
دیدگاه ها (۳)

.....

دیدے اے دل عاقبت زخمت زدند گفتہ بودم مردم اینجابدند دیدے اے ...

هههیییییی.......

فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ف...

فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ف...

آهوانه در پی صیاد خود دامم هنوزباز در آغوش مهرت همچنان رامم ...

از خدا نگو وقتی حتی یک آیه از کتابش را نخواندی نفهمیدی

رمان: فراموش شدهفصل ۷: فرار و خاکسترعمارت شروع به سوختن کرد؛...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

࿐ྀུ༅ ﷽ ࿐ྀུ༅🌤یااباصالح المهدے ادرڪنی💚آسمان درتب و تاب غزل بار...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین وبن سیدالوصیین ع

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲. حَدِّ خشمپروردگارا،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط