{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گریه های بی صدا را عشق یادم داده است

گریه های بی صدا را عشق یادم داده است
سجده برخاک و دعا راعشق یادم داده است
در دل شب با دو چشم خیس در کنج اتاق
درد و دلها با خدا را عشق یادم داده است
پـا نهادن بـا دل آزرده حـالـم بـر سـرِ
جاده ی بی انتها را عشق یادم داده است
در دلم گریان ولی در جمع با روی خوشم
خنده های بی هوا را عشق یادم داده است
در هجوم درد و اندوه و غم و دلدادگی
مستی از جام بلا را عشق یادم داده است
همچو مجنون در پی لیلی گشودن بال و پر
آنچنان افسانه ها را عشق یادم داده است
طره ی چشمت به قلبم پادشاهی میکند
قصه ی شاه و گدا را عشق یادم داده است..

⁦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌⁦‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۴۱)

آرزو داشتم آیینه شوم تا که تو رایک دل ِ سیر برانداز کنم ... ...

بی تو من، ثانیه تا. ثانیه را پیر شدم من همان،کوه غرورم، ...

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پایم...

در قلب کسی خانه ندارم ...که تو داریطوفانم و کاشانه ندارم ......

پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط