وقتی دخترشو دوست نداشت
وقتی دخترشو دوست نداشت
𝕡𝕒𝕣𝕥³
تهیونگ ویو
هرجارو گشتم نبود چی یه نامه [ آ. طرف آ.ت ]
نامه
" سلام الان باید خوشحال باشی نه ؟
آه معلومه خوشحالی چه انتظاری دارم !
مزاحم همیشگی رفت یعنی کیم آ.ت !!
ایکاش بخاطر رفتارت پشیمون میشدی..:)
اشکم دراومد دارم ترکت میکنم خداحافظ 🖤 بابا"
اشکام جاری شد نه آ.ت من پشیمونم برگرد فرشته من چجوری از امانت نانسی [ زنش]
مواظبت کردم
ا.ت ویو هتل دل لونا [ من در آوردی نیست اسم فیلمه🥸]
صبح از خواب بلند شدم یکم نشستم تا ویندوزم بالا بیاد آه گوشیم داره زنگ میخوره باباست اگه جواب بدم ردمو میزنه نه ول قطع میکنم
قطع کردم و سیمکار در آوردم و شکوندم دیدم دیشب با همون لباسا خوابم برد
رفتم لباس خونگی پوشیدم و رفتم سرویس کاره های مربوطه رو انجام دادم و دیدم در میزنن[ تق و تق در زدم دست ....
ا.ت : خفه شووووو
ببین همین الان میتونم بنویسم که تو بمیری ها
ا.ت : باشه تسلیم]
رفتم در رو باز کردم
ا.ت : بله
کارکن هتل : صبحانه آوردم
ا.ت : بله ممنون
صبحانه گرفتم در رو بستم و نشستم رو میز
بعد صبحانه رفتم لباس پوشیدم و با پولام لباس و چندتا خرت و پرت خریدم که یه آگهی توجهم رو جلب کرد
آگهی
" اگر صدای خوبی دارید و دنسر خوبی هستید به کمپانی بیگ هیت بیایید و اویدیشن دهید "
هنننننن
سریع رفتم هتل و یکی از لباس های نو ام رو پوشیدم و میکاپ کردم و رفتم به آدرس کمپانی بیگ هیت
نگهبان : چیکار داری
ا.ت : برای اویدیشن اومدم
نگهبان : برو
بعد ا.ت رفت داخل و اویدیشن داد و رفت هتل [ به گشادیسم مبتلا شدم]
ا.ت ویو خیلی استرس داشتم که پیامک اومد به گوشیم قبولللل شدمممم یس
فقط یه چیزی یه پیام براشون فرستادم
پیام ا.ت
میشه به عنوان خواننده ناشناس کار کنم
کمپانی
باشه
خب خب تمامید
𝕡𝕒𝕣𝕥³
تهیونگ ویو
هرجارو گشتم نبود چی یه نامه [ آ. طرف آ.ت ]
نامه
" سلام الان باید خوشحال باشی نه ؟
آه معلومه خوشحالی چه انتظاری دارم !
مزاحم همیشگی رفت یعنی کیم آ.ت !!
ایکاش بخاطر رفتارت پشیمون میشدی..:)
اشکم دراومد دارم ترکت میکنم خداحافظ 🖤 بابا"
اشکام جاری شد نه آ.ت من پشیمونم برگرد فرشته من چجوری از امانت نانسی [ زنش]
مواظبت کردم
ا.ت ویو هتل دل لونا [ من در آوردی نیست اسم فیلمه🥸]
صبح از خواب بلند شدم یکم نشستم تا ویندوزم بالا بیاد آه گوشیم داره زنگ میخوره باباست اگه جواب بدم ردمو میزنه نه ول قطع میکنم
قطع کردم و سیمکار در آوردم و شکوندم دیدم دیشب با همون لباسا خوابم برد
رفتم لباس خونگی پوشیدم و رفتم سرویس کاره های مربوطه رو انجام دادم و دیدم در میزنن[ تق و تق در زدم دست ....
ا.ت : خفه شووووو
ببین همین الان میتونم بنویسم که تو بمیری ها
ا.ت : باشه تسلیم]
رفتم در رو باز کردم
ا.ت : بله
کارکن هتل : صبحانه آوردم
ا.ت : بله ممنون
صبحانه گرفتم در رو بستم و نشستم رو میز
بعد صبحانه رفتم لباس پوشیدم و با پولام لباس و چندتا خرت و پرت خریدم که یه آگهی توجهم رو جلب کرد
آگهی
" اگر صدای خوبی دارید و دنسر خوبی هستید به کمپانی بیگ هیت بیایید و اویدیشن دهید "
هنننننن
سریع رفتم هتل و یکی از لباس های نو ام رو پوشیدم و میکاپ کردم و رفتم به آدرس کمپانی بیگ هیت
نگهبان : چیکار داری
ا.ت : برای اویدیشن اومدم
نگهبان : برو
بعد ا.ت رفت داخل و اویدیشن داد و رفت هتل [ به گشادیسم مبتلا شدم]
ا.ت ویو خیلی استرس داشتم که پیامک اومد به گوشیم قبولللل شدمممم یس
فقط یه چیزی یه پیام براشون فرستادم
پیام ا.ت
میشه به عنوان خواننده ناشناس کار کنم
کمپانی
باشه
خب خب تمامید
- ۲۲.۶k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط