وقتی دخترشو دوست نداشت
وقتی دخترشو دوست نداشت
𝕡𝕒𝕣𝕥²
راوی ویو
تهیونگ داشت برای فردا که چجوری از دل فرشته کوچولوش در بیاره فکر میکرد تهیونگ عذاب وجدان داشت که با فرشتش اینجوری کرد
اما ......
هه کلمه اما پس چی در انتظارشه؟ هوم؟ درسته فرشته کوچولوش همون لحظه داره نقشه فرار میکشه
توی اتاق آ.ت
ا.ت ویو
هه قراره راحت بشی
خب چیا بردارم آهان اول از همه یک دست لباس راحتی دو دست بیرونی
ولی آه پول آهان فهمیدم
تق تق تق [ صدای در اتاق ته]
تهیونگ : بیا
ا.ت : اومدن بگم فردا میخوام برم بیرون به کارتم پول میزنی ؟
تهیونگ : آره الان میزنم
ا.ت : پس من رفتم
رفتم تو اتاق پیامک گوشیم اومد یک میلیون وون ؟ خوبه و همینطور زیاد خب کارت اعتباری رو گذاشتم تو کیف دستیم خب دیگه داخل کوله ام لباس لوازم آرایش و وسایل دیگه گذاشتم تو کیف دستی هم
ایرپاد شارژر پاوربان و گوشیم رو گذاشتم خب لباس هم این مشکیه خوبه بپوشم الان ساعت ۱۲ ساعت ۳ میرم خب تا اون موقع یکم میرم اینستا
" ۲ ساعت بعد"
اههههههههه چرااا ساعت ۳ نمیشه اصلا الان حرکت میکنم رفتم لباسمو پوشیدم و آروم رفتم پایین رسیدم به حیاط عمارت از دیوار پریدم بیرون و دویدم نمیدونم چقدر گذشت به گوشیم نگاه کردم ۳ بود آره اینجا یه هتله رفتم داخل
ا.ت : عاممم ببخشید یه اتاق میخواستم...... یک خوابه........ ممنونم
رفتم وارد اتاق شدم خیلی قشنگه
صبح
ویو ته
از خوای بلند شدم رفتم سرویس کار های مربوطه کردم و اومدم بیرون رفتم اتاق آ.ت دیدم نیست یعنی چی
خب تمان بید الان یه تک پارتی میزارم باییی
𝕡𝕒𝕣𝕥²
راوی ویو
تهیونگ داشت برای فردا که چجوری از دل فرشته کوچولوش در بیاره فکر میکرد تهیونگ عذاب وجدان داشت که با فرشتش اینجوری کرد
اما ......
هه کلمه اما پس چی در انتظارشه؟ هوم؟ درسته فرشته کوچولوش همون لحظه داره نقشه فرار میکشه
توی اتاق آ.ت
ا.ت ویو
هه قراره راحت بشی
خب چیا بردارم آهان اول از همه یک دست لباس راحتی دو دست بیرونی
ولی آه پول آهان فهمیدم
تق تق تق [ صدای در اتاق ته]
تهیونگ : بیا
ا.ت : اومدن بگم فردا میخوام برم بیرون به کارتم پول میزنی ؟
تهیونگ : آره الان میزنم
ا.ت : پس من رفتم
رفتم تو اتاق پیامک گوشیم اومد یک میلیون وون ؟ خوبه و همینطور زیاد خب کارت اعتباری رو گذاشتم تو کیف دستیم خب دیگه داخل کوله ام لباس لوازم آرایش و وسایل دیگه گذاشتم تو کیف دستی هم
ایرپاد شارژر پاوربان و گوشیم رو گذاشتم خب لباس هم این مشکیه خوبه بپوشم الان ساعت ۱۲ ساعت ۳ میرم خب تا اون موقع یکم میرم اینستا
" ۲ ساعت بعد"
اههههههههه چرااا ساعت ۳ نمیشه اصلا الان حرکت میکنم رفتم لباسمو پوشیدم و آروم رفتم پایین رسیدم به حیاط عمارت از دیوار پریدم بیرون و دویدم نمیدونم چقدر گذشت به گوشیم نگاه کردم ۳ بود آره اینجا یه هتله رفتم داخل
ا.ت : عاممم ببخشید یه اتاق میخواستم...... یک خوابه........ ممنونم
رفتم وارد اتاق شدم خیلی قشنگه
صبح
ویو ته
از خوای بلند شدم رفتم سرویس کار های مربوطه کردم و اومدم بیرون رفتم اتاق آ.ت دیدم نیست یعنی چی
خب تمان بید الان یه تک پارتی میزارم باییی
۱۱.۲k
۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.