{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝
Season²
PART⁴

(جونگکوک–)(مینا×)(تهیونگ÷)
«ادامه ویو جونگکوک‌»
گلوم رو صاف کردم و هردو متوقف شدن و به من نگاه کردن...مینا سریع با دیدن من از تهیونگ فاصله گرفت و دست تکون داد و من فقط ابرو انداختم بالا و دست به سینه شدم و برگشتم به تهیونگ نگاه کردم و با نگاهم بهش فهموندم توضیح بده
÷اوه رفیق بیخیال!دلیل نمیشه چون تو نایون رو نداری که ببـ‌وسیش من هم نتونم گرل‌فرندم رو ببـ‌وسم!
نفسم رو با حرص بیرون دادم و لبخندی عصبی زدم
–اتفاقا دلیل خیلی خوبیه!حداقل سرکار این کار رو نکنید!اینجا باید کار کنید نه...
×یه اتفاقی افتاده که عصبانی،درسته؟بگو مشکلت چیه به جز اینکه همیشه میگی نایون رو نداری!
–کدومتون به نایون گفته!
×چیو؟
–چیو؟الان خودتون رو میزنید به اون راه؟دارم میپرسم کدومتون به نایون گفته من با لارا نامزد کردم؟
مینا و تهیونگ نگاهی متعجب رد و بدل کردن و به من نگاه کردن
÷من یه کلمه هم نگفتم!
×منم هیچی نگفتم!
–میتونم تهیونگ رو باور کنم اما تو مینا!تو و نایون نمیتونید هیچی رو از هم مخفی کنید چطور باید باورت کنم؟
×درسته من و نایون هیچ چیز رو از هم مخفی نمی‌کنیم اما قرار نیست بهش چیزی رو بگم که ناراحتش کنه!
–بهش زنگ بزن و ازش حالش رو بپرس!
×چی؟اما الان ساعت چنده؟
نگاهی به ساعتم کردم
–ساعت نه!
×فرانسه 2 صبحه و قطعا خوابیده!
–لعنت به این اختلاف ساعت!در اسرع وقت بهش زنگ بزن و حالش رو بپرس!
×باشه جناب رییس!
مینا برام ادا درآورد و چشم غره ای بهش رفتم!
–امروز صبح با لارا بحث کردم بعدشم که حرفای نایون و حالا هم شما دوتا! امروز قطعا دیوونه میشم!
این رو گفتم و از اونجا خارج شدم و به دفتر خودم رفتم و پشت میزم نشستم...اول چندتا برگه که باید امضا میکردم و رو امضا کردم و بعد از اون کامل بیکار میشدم تا وقتی که تایم جلسه ام بشه پس گوشیم رو برداشتم و روشنش کردم و رفتم داخل گالریم و پوشه مخفیم رو باز کردم...پر بود از عکسای من و نایون باهم و عکسای جدید نایون!توی عکسای جدیدش کلی تغییر کرده بود...موهای بلوند خوشگلش رو رنگ کرده بود...و کوتاشون کرده بود اما الان بلند تر شده بودن و موهاش کم کم داشتن بلوند میشدن و این من رو خوشحال میکرد چون اون همونطوری زیبا بود و نیازی به رنگ موی مشکی نداشت...و صورتش...هنوز زیبا بود اما چشماش دیگه نمیدرخشیدن...ستاره های درون چشماش خاموش شده بودن و حدس میزنم به خاطر اتفاقاتی بود که افتاده بود...هر روز تایم زیادی رو صرف میکردم و فقط عکس هاش رو نگاه میکردم و تصور میکردم الان کنارمه...
«پایان ویو جونگکوک»
«پرش زمانی 5 ساعت بعد»
«ویو نایون»
با سردرد بیدار شدم که قطعا به خاطر مـ‌ستی بود و به سمت سرویس بهداشتی رفتم و صورتم رو شستم تا کمی حواسم برگرده...امروز کاری نداشتم پس خونه میموندم... چند لحظه به تصویر خودم توی آینه خیره شدم...حتی خودم دیگه خودم رو نمیشناختم...میخواستم تغییر کنم تا شاید حالم بهتر بشه اما نشد...دلم برای نسخه قبلی خودم تنگ شده...به پیشنهاد مینا موهام رو رنگ کرده بودم اما خودم به شدت دلتنگ موهای بلوندم شده بودم و به این فکر میکردم که جونگکوک اگر اینجا بود چیکار میکرد؟اون همیشه می‌گفت موهای بلوندم زیباترینن...و عاشقشونه...شاید نباید رنگشون میکردم؟چرا دوباره دارم به جونگکوک فکر میکنم؟اون دیگه نامزد داره و قطعا من هیچ اهمیتی براش ندارم پس من هم نباید بهش فکر کنم اینطوری فقط خودم رو اذیت میکنم...اما هنوز نمیتونم خودم رو راضی کنم که اون با لاراست...یعنی واقعا...؟نه نایون اینطور فکر نکن!اون دوستت داشت...این رو مطمئنم اما اینکه الان چه حسی داره رو نمی‌دونم...قبلا شنیده بودم رابطه هایی که بینشون فاصله میفته خیلی زود خراب میشه پس یعنی برای من و جونگکوک هم همین اتفاق افتاده بود؟یعنی چون من نبودم جونگکوک نتونسته در برابر خواسته هاش مقاومت کنه و تصمیم گرفته یه نفر رو جایگزین من کنه؟قطعا مستی بهم فشار آورده!جونگکوک ممکنه هر دلیلی داشته باشه اما جونگکوک کسی نیست که دنبال را‌بطه های یه شبه باشه و به خاطر خواسته هاش بره با یه نفر دیگه!اما...اَه نمی‌دونم چیشده!حتی برای پنج ثانیه هم نمیتونم از فکر کردن بهش دور بشم و این آزارم میده!واقعا باید بفهمم چه اتفاقی داره میوفته...باید دلیلش رو بفهمم که چرا جونگکوک با لارا نامزد کرده...

ادامه دارد...
ــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
15 لایک✨
10 بازنشر🌷
ــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ــــــــــــــــــــــــ
#جونگکوک #ما‌نباید‌همدیگر‌رو‌میدیدیم‌اما‌دیدیم #رمان #فیک_جونگ_کوک #فیک_جونگکوک #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۵)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³(نایون+)...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART²(نایون+)...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³⁴(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط