{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز گذشت!......

دیروز گذشت!......

و من امروز کاهیده تر از تمام عمر بودنم به نبودنم می اندیشم.

در میان تالاب های بیکران، نیلوفر مرداب، چه واژه ی مضحکی است!.....

شکنج گیسوان کدام جادوگر مرا در مسخ این هستی گرفتار آورد؟ نمی دانم......

نفهمیدم..........

به رفتن می رسم. توسنی در زیر پایم نیست و به کجا رفتن سوالی،حزن انگیزتر از هر

چه تا بحال با آن کلنجار رفته ام..............

به کجا باید رفت؟...............

زندگی چه سخت و تلخ است برای کسی که از قفس خود بیرون آمده و آن را می فهمد و

کلاهی بر سرش نمی رود؟!.........

کاش کلاهی به بزرگی تمام دروغ های تاریخ بر سرم بود.

چشم ها را باید شست. اما به چه چیز نگاه کرد.

کاش سهراب آن سوی دریاها شهرش را نشانم میداد.


و این سرگشتگی سرنوشت من است.
دیدگاه ها (۱)

امروز هم خواستم بگویم:"دوستت دارم " مثل دیروز وروزهای دیگر....

ﺩﻟﺘﻨﮕﯽﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﻣﺰﻣﻦ ﺩﺍﻣﻦ ﮔﯿﺮﺍﯾﻦ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﺎﯼ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﻔﺲ ﮔﯿ...

دوستت دارمدر زبان مردان شکل های مختلفی دارد!بعضی ها با یک شا...

عاشقی برای بعضی ها فقط از دست دادن است..برای بعضی ها هم بدست...

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

هر چه بگندد نمکش می‌زنند وای به روزی که بگندد نمکدیروز با گذ...

من ریزه کاری های بارانمدر سرنوشتی خیس می مانمدیگر درونم یخ ن...

#تغییر #پارت اول/بخش یک✒ آفتاب روی صورتش می زد.چشمانش را باز...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿مگر لایق تکیه دادن نبودم؟تو با حسرت ش...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌나만의 ੮‧‌‌꯭੮‌꯭‧‌੮‧‌ 계절...

مولا على عليه السلام:الدُّنيا لا تَصفو لِشارِبٍ، ولا تَفی لِ...

خدا همان دستی‌ستکه وقتی همه چیز از دستت رها می‌شودآرام و بی‌...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ای عاشقِ خام، از خدا دوری توما با تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط