{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه آرام وبی صدادرهم میشکندبلورکوچک احساس لطیفم به چنگال خ

چه آرام وبی صدادرهم میشکندبلورکوچک احساس لطیفم به چنگال خشم وکینه
وچه عارفانه ترک میکنم همه ی عاشقی هارا

آرام
دیدگاه ها (۱۲)

وقتی میگفتم میخوام برم تومیگفتی بمون نروانگارکه میدادن به من...

چه جمله ی عجیبی است دوستت دارم آن کس که میگویدعاشق ترمیشودوآ...

این روزادوستای خوبم همدیگروگم میکنندلای پاک وساده روفدای مرد...

کیادوسش دارن؟

یاد گمشده یی

My professor Chapter:2Part:77بافت پاره شده ی گوشت استخون بیر...

سناریو از دشمنان تا عاشقان

when silence became a scream p21

when silence became a scream p24

سناریو دراکو مالفوی پارت دو

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط