{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی مینشینیم میگوییم

هی مینشینیم میگوییم:
اگر خوشگل تر بودم...
اگر پولدار تر بودم...
اگر در یک شهر دیگر زندگی میکردم...
اگر از کشور خارج میشدم...
اگر یک دهه زودتر بدنیا آمده بودم...
یا اگر الآن برای خودم اسم و رسمی داشتم،
لابد اِل میشد و بِل میشد!
ولی این خبرها نیست
و ما این را دیر میفهمیم
شاید ده ها سال دیر
زمانی که عمرمان را دویده ایم که در فلان خیابان پایتخت خانه بخریم و فلان ماشین را داشته باشیم و از فلان مارک لباس و کیف و کفش بخریم!
یک روزی میرسد که میبینیم به هرچه که فکرش را میکردیم رسیدیم ولی حالمان جوری که فکرش را میکردیم نشد!
و آن روز است که میفهمیم روزهای زندگی را برای ساختن آینده از دست دادیم.
آدم های اطرافمان را که ناب بودند برای بدست آوردن آدم حسابی تر ها از دست دادیم.
و از همه بدتر خودمان را برای رسیدن به اهدافمان از دست دادیم.
کاش خانه ی ذهنمان را بکوبیم و از نو بسازیم.
کاش خودمان را برای پولدارتر شدن و آدم حسابی تر شدن نکوبیم و نابود نکنیم.
کاش از زندگی عشق بخواهیم،
عشق به آدمهای نابی که داریم!
عشق را فدای آن کله گنده هایی که تریلی اسمشان را نمیکشد نکنیم!
نمیگویم نمیتوانیم به آنها برسیم و آنها مال ما نیستند؛
فقط بعضی چیزها و بعضی آدم ها فقط اسمشان گنده است؛
ولی خودشان خیلی چنگی به دل نمیزنند!
فقط ویترینشان قشنگ است!

من چقدر دلم میخواهد زندگی ام را دودستی بچسبم و ندهمش بالای ویترین قشنگ زندگی از ما بهتران!!
دیدگاه ها (۰)

دوست داشتن کسی کهمعنی دوست داشتنت را نفهمد؛درست مثل توضیح دا...

ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻗﻠﺐ ﻫﺮﮐﺲﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺸﺖ ﮔﺮﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺍﺳﺖ ...ﻣﺸﺖ ﻣﯽ ﮐ...

یک بار است زندگانی. یک بار. همان یک بار که نسیم صبح را به سی...

[دستم نمی رسد که در آغوش گیرمتای ماه با که دست در آغوش می کن...

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط