{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقویم شرمسار هزاران نیامدن

تقویم شرمسار هزاران نیامدن
یکبار آمدن و پس از آن نیامدن
این قصه مال توست، بیا مهربانترین!
کاری بکن، چقدر به میدان نیامدن؟
این خانه پر از گل پژمرده هم هنوز
عادت نکرده است به مهمان نیامدن
باران بدون آمدنش نیست بی گمان
مرگ است در تصور باران، نیامدن
اما تو با نیامدنت نیز حاضری
کم نیست از تو چیزی از این سان نیامدن
اشیاء خانه جمله تاریکِ رفتن‌اند:
آیینه، عکس،پنجره، گلدان، نیامدن...
دیدگاه ها (۱)

تقویم ، شرمسار هزاران نیامدنیک بار آمدن وَ پس از آن نیامدنای...

تقویم شرمسار هزاران نیامدن، یک بار آمدن و پس از آن نیامدن، ا...

#مولاجانم 🍂تقویم، شرمسار هزاران نیامدنیک بار آمدن وَ پس از آ...

💚⛅🍃تقویم، شرمسار هزاران نیامدنیک بار آمدن وَ پس از آن نیامدن...

عزیز من!بی پروا به تو می‌گویم که دوست داشتنی خالصانه، همیشگی...

آن مرد یک شب بی هوا دل زد به باران، رفت!می‌گفت آسان نیست رفت...

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ستاین لب تشنه ی پر شور، غزلخ...

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ستاین لب تشنه ی پر شور، غزلخ...

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ستاین لب تشنه ی پر شور، غزلخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط