{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حقیقت آدمی،

در حقیقت آدمی،
در یک سکانس از زندگی اش
گیر میکند!
و بعد دیگر مهم نیست که تا
کجا پیش می رود،
تا هر جایی که برود
تا هر جایی
بازهم با یک چشم برهم زدن
برمیگردد به
همان سکانس،
همان سال
همان روز
همان ساعت
همان لحظه..
و پیر شدن انسان
از همین لحظه شروع می شود ...
دیدگاه ها (۰)

"من همیشه دوست دار یک زندگیِ عجیب و پر حادثه بوده‌ام، شاید خ...

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواندرویاهایش را آسمان پر...

کجای جهان رفته‌اینشان قدم‌هایتچون دان پرندگانهمه‌سویی ریخته ...

" وقتی که میان جامعه و خودت درّه‌های عمیق وجود دارد و بر آن ...

تا حالا آدمِ امنِ زندگی‌ات ناامن شده؟ شده کسی را خودی‌ترین ب...

گاهی انسان تمام عمرش را صرف شناخت جهان بیرون می‌کندبی‌آنکه ب...

باد شکن پارت ۹خستگی هاروکا بیشتر میشود. چشم هایش ارام ارام گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط