سناریو بلولاکBlue Lock Scenario
سناریو بلولاک/Blue Lock Scenario
وقتی با حسرت به شیر خوردن بچه نگاه میکنن .
پارت 2
Alexis Ness/الکسیس نس
نس دلش میخواست زود از اونجا بره ، ولی اینکار رو نکرد ، چون میدونست توی یه خانواده خیلی نزدیک نباید حسادت کرد . نس به اینجور چیزا خیلی اعتقاد داشت برای همین قبل از انجام دادن کاری نهایت تلاششو کرد که حسادتش رو فروکش کنه .
(🏳️🌈)Ryusei Shido/ریوسه شیدو
ایشون که چه عرض کنم ... شیدو وقتی حسادت کنه طرف رو میزنه ، اما تو و اون بچه دنیای شیدو بودید . البته باید بگم قیافش زیرنویس کامل داشت ولی داشت جلوی خودشو میگرفت تا مزاحم نشه ، البته بعد اینکه کارتون با بچه تموم شد . بچه رو خوابوندی و شیدو دستت رو گرفت ، رفتید تو اتاق و ...(استغفرالله📿)
Shoei Baro/شوئی بارو
بارو براش خجالت آور بود ولی تو ذهنش با خودش میگفت : ای کاشک من جای این فسقل (بچه) بودم .
اما بعد اینکه فهمید چه چیزی باخودش گفت یه سیلی به چهرش زد و دوباره به خودش گفت : یه پادشاه نباید همچین فکری کنه . به بچه بد نگاه کرد اما وقتی به تو نگاه کرد ، نصف قیافه گرفتنش از بین رفت .
بارو : بسه دیگه ، یه شاهدخت/شاهزاده نباید زیاد تپل بشه .
Akito Fukui/آیکو فوکویی
آیکو چون با دخترای زیادی لاس میزد ، عادت داشت همه بهش توجه کنن . اون بچه از نظر آیکو انگار دیواری بلند میون رابطه شما مینداخت . اون قصد ناراحت کردنت رو نداشت ولی انگار از اون یه ریزه بچه که مال دوتاتون بود ، به اندازه نوک انگشتش تنفر داشت . آیکو با یه خنده : هاهاها ( خنده پولداری ) ، بنظر میرسه دور از زمین فوتبال هم رقیب دارم .
ا/ت : ها ؟
Tabito Karasu/تابیتو کاراسو
براش خنده دار بود که بچه ی خودش باعث حسادتش شد ، میشه گفت کاراسو بیشتر از اینکه به تو سخت بگیره با انگشتش لپ بچه رو فشار میداد و بعد چند دقیقه دستش هنوز روی صورت بچه اس تو فکر فرو میره و حالت چهره اش با هر فکری یا تصوری که به ذهنش میرسید ، تغییر میکرد .
Niko Ikki/نیکو اکی
این ناناز اصن حسادت نمیکنه از پشت بغلت میکنه ، قشنگ میبینه داری چجوری به بچه شیر میدی (🗿📿) ولی اگه حسادت کنه قشنگ بهت میگه .
ا/ت : به منم بده / به منم توجه کن / ناز نازیم کن و...
یوکیمیا کنیو/Yukimiya Kenyu
یوکیمیا بخاطر این موضوع حسابی حسادت زده و نارحت میشه . البته چون فکر میکنه که تو مسخره اش میکنی به رو نمیاره . اما مطمئن باش وقتی که اون بچه بزرگ بشه یوکیمیا هیچوقت این روزا رو فراموش نمیکنه . نمیخواد که تورو اذیت کنه ، و میدونه این اتفاقات فقط برای غریزه اتونه اما یوکیمیا اتفاقات بد رو فراموش نمیکنه .
پایان ..
وقتی با حسرت به شیر خوردن بچه نگاه میکنن .
پارت 2
Alexis Ness/الکسیس نس
نس دلش میخواست زود از اونجا بره ، ولی اینکار رو نکرد ، چون میدونست توی یه خانواده خیلی نزدیک نباید حسادت کرد . نس به اینجور چیزا خیلی اعتقاد داشت برای همین قبل از انجام دادن کاری نهایت تلاششو کرد که حسادتش رو فروکش کنه .
(🏳️🌈)Ryusei Shido/ریوسه شیدو
ایشون که چه عرض کنم ... شیدو وقتی حسادت کنه طرف رو میزنه ، اما تو و اون بچه دنیای شیدو بودید . البته باید بگم قیافش زیرنویس کامل داشت ولی داشت جلوی خودشو میگرفت تا مزاحم نشه ، البته بعد اینکه کارتون با بچه تموم شد . بچه رو خوابوندی و شیدو دستت رو گرفت ، رفتید تو اتاق و ...(استغفرالله📿)
Shoei Baro/شوئی بارو
بارو براش خجالت آور بود ولی تو ذهنش با خودش میگفت : ای کاشک من جای این فسقل (بچه) بودم .
اما بعد اینکه فهمید چه چیزی باخودش گفت یه سیلی به چهرش زد و دوباره به خودش گفت : یه پادشاه نباید همچین فکری کنه . به بچه بد نگاه کرد اما وقتی به تو نگاه کرد ، نصف قیافه گرفتنش از بین رفت .
بارو : بسه دیگه ، یه شاهدخت/شاهزاده نباید زیاد تپل بشه .
Akito Fukui/آیکو فوکویی
آیکو چون با دخترای زیادی لاس میزد ، عادت داشت همه بهش توجه کنن . اون بچه از نظر آیکو انگار دیواری بلند میون رابطه شما مینداخت . اون قصد ناراحت کردنت رو نداشت ولی انگار از اون یه ریزه بچه که مال دوتاتون بود ، به اندازه نوک انگشتش تنفر داشت . آیکو با یه خنده : هاهاها ( خنده پولداری ) ، بنظر میرسه دور از زمین فوتبال هم رقیب دارم .
ا/ت : ها ؟
Tabito Karasu/تابیتو کاراسو
براش خنده دار بود که بچه ی خودش باعث حسادتش شد ، میشه گفت کاراسو بیشتر از اینکه به تو سخت بگیره با انگشتش لپ بچه رو فشار میداد و بعد چند دقیقه دستش هنوز روی صورت بچه اس تو فکر فرو میره و حالت چهره اش با هر فکری یا تصوری که به ذهنش میرسید ، تغییر میکرد .
Niko Ikki/نیکو اکی
این ناناز اصن حسادت نمیکنه از پشت بغلت میکنه ، قشنگ میبینه داری چجوری به بچه شیر میدی (🗿📿) ولی اگه حسادت کنه قشنگ بهت میگه .
ا/ت : به منم بده / به منم توجه کن / ناز نازیم کن و...
یوکیمیا کنیو/Yukimiya Kenyu
یوکیمیا بخاطر این موضوع حسابی حسادت زده و نارحت میشه . البته چون فکر میکنه که تو مسخره اش میکنی به رو نمیاره . اما مطمئن باش وقتی که اون بچه بزرگ بشه یوکیمیا هیچوقت این روزا رو فراموش نمیکنه . نمیخواد که تورو اذیت کنه ، و میدونه این اتفاقات فقط برای غریزه اتونه اما یوکیمیا اتفاقات بد رو فراموش نمیکنه .
پایان ..
- ۳.۹k
- ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط