{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو بلولاکBlue Lock Scenario

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenario
پارت ناگی سیشیرو
پارت 3

پارت 1 : https://wisgoon.com/p/7VS13QK2K6
پارت 2 : https://wisgoon.com/p/YEJW0VLBJ6

فیلم شروع به نمایش کرد .
ژانر فیلم کمدی ، عاشقانه و اکشن بود .
وقتی فیلم شروع شد تو و ناگی غرق تماشا شدید . موقع تماشای فیلم به قسمت کمدی رسیدین ، درسته ، تو و ناگی هردوتون خندیدین . بعد به قسمت غمگین .
ا/ت : عررررر(گریه)...
ناگی : نباید اینطور میشد .
بعد قسمت اکشن :
ا/ت : اوووو خدا قوت .
ناگی : چقدر قویه ، قدرتش فوق‌العاده س °×° .
بعد عاشقانه :
ا/ت : وای خدا ( اشک خوشحالی ) .
ناگی : قابل پیش‌بینی بود .
و رسید به صحنه عاشقانه ( kiss ) :
ا/ت : وایییییی ( اشک خوشحالی ×2 ) .
ناگی : اوه °×° .
و در آخر .. نمایش پایان داستان .
ا/ت : نههه نباید الان تموم میشد عرررر .
ناگی : جالب بود .
فیلم تمام شد ولی هنوز چراغ هارو روشن نکردن ، ناگی از جیبش یه دستمال بیرون آورد .
ناگی : هی ، حالت خوبه ؟ انگار فیلم رو روحیت تاثیر گذاشت .
ا/ت : البته که تاثیر میزاره ، مرسی .
ناگی : دیگه بهم نمیگی دوست پسر خوشتیپ من ؟.
ا/ت : اها .. خب اون زیادی طولانی نیست ؟
ناگی : °×°
ا/ت : ممنونم دوست پسر خوشتیپ من .
ناگی لپاش گل افتاد ...
ناگی: هوم ، خواهش ، میکنم .
چند لحظه منتظر موندید که خلوت بشه ، بعد از سینما برید بیرون . ( یعنی هنوز روی صندلی نشسته بودید )
ا/ت : ساعت .. 37 : 16دقیقه اس .
ناگی : 5 که شد میریم .
یه سکوت 2 دقیقه ای بینتون افتاد .
ا/ت : ناگی .
ناگی روش رو به تو برگردوند .
ا/ت : از اون لحاظ که هنوز تا شب وقت هست ، جای بعدی رو کجا بریم ؟ اما گفته باشم رفتن به خونه و خوابیدن ممنوع .
ناگی خندید .
ناگی: نه نه ، امروز به تیغ تیغی قول دادم که نمیام خونه ، بلاخره قرار اولمونه . اگه یروز از تخت و بازیم دور بشم نمیمیرم که ..
حرفایی که ناگی زد برات تعجب آور بود . اون ناگی که حوصله انجام حتی یه کار پیش و پا افتاده هم نداشت و انگار کم حرف ترین آدم بود ، امروز برای هر سوالی جواب آماده داره . نمیتونستی بگی این ورژنش رو دوست نداری ، تو به هردو ورژن ناگی دل بستی . هم به اون آدم تنبل و هم به این آدم جذاب و پر انرژی .
برات غیر قابل باور بود ! اولش فکر کردی با آدم اشتباهی امدی ، ولی بعدش .. متوجه واقعیت شدی ، ناگی سیشیرو فقط یه آدم خسته و تنبل نیست ، ناگی سیشیرو فقط یه نابغه فوتبال نیست ، ناگی سیشیرو ... میتونه به هزاران بخش مثبت و منفی تبدیل و تقسیم بشه . انقدر تعجب زده و خوشحال بودی که ، به طور کلی فراموش کردی داشتین چیکار میکردین .
بعد چند دقیقه ، بلاخره بلند شدید . تو حواست نبود ولی ناگی 4 بار پشت سر هم صدات کرد .
ناگی : ا/ت! هی ا/ت ! گوش میدی ؟ .
ا/ت : ها ؟ ببخشید حواسم پرت شد .
ناگی : به چی ؟
ا/ت : بیخیال من ، ببخشید داشتی چی میگفتی؟.
ناگی : داشتم میگفتم نظرت چیه بریم شهر بازی ؟
ا/ت : واقعا ! اره .. اما بارون
ناگی : بند اومده.
ا/ت : که اینطور ، خوبه پس مقصد بعدیمون ، شهربازی .
ناگی سرش رو به نشونه تایید تکون داد .
دست تو دست هم باهم رفتین شهر بازی . وقتی وارد شدین ، همه جا پر نور رنگی بود و البته وسایل برقی و دستی که از بزرگ بود تا کوچیک . چشمای هردوتون از هیجان و شوق برق زده بود ، دل تو دلتون نبود می‌خواستید همه ی چیزایی که تو شهر بازی هستن رو امتحان کنید . ولی هردوتون میدونستید وقت کمی دارید پس تصمیم گرفتید فقط چیزایی رو انجام بدین که به قرار اولتون بخوره .
اولین بلیط : بازی رایانه‌ای ( دستی ) .
ا/ت : من میبرم!! .
...
باخت برای بازیکن آبی ( ا/ت )
ا/ت : قبول نیست ، تو قبلا این بازی رو کردی >_<
ناگی : °×° بازنده ی کاوایی(کیوت) ، باختو قبول کن .
حدود 25 راند بازی کردید ولی تو فقط 2 تا برد داشتی و ناگی 23 تا برد .
دومین بلیط : قطار وحشت
ا/ت : واااایییی ..الان میمیرممم .
ناگی صورتش چروک شده بود .
ناگی : دیوانه باره
در آخر هردو تون بالا آوردید .
سومین بلیط : چرخ و فلک ....

پایان پارت 3
ممنون که خوندی 🫶
دیدگاه ها (۹)

🫴

itoshi sae _Lorenzo _ Michael kaiser چرا رو صدای مایکل کراش ...

isagi yoichi _ itoshi rin _ itoshi sae #blue_lock #blue_loc...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioوقتی با حسرت به شیر خوردن بچ...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioپارت ناگی سیشیرو پارت 2پارت ...

سناریو بلولاک/Blue Lock Scenarioپارت ناگی سیشیرو پارت 1در تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط