{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب که شد ، تاری بیاور ؛ یک بغل آواز هَم

شب که شد ، تاری بیاور ؛ یک بغل آواز هَم
شورِ تحریر" بَنـان " را ، پنجۀ " شهناز " هَم
شب که شد سُکر تمنای تو بیرون می‌زند
از خُم سربسته ، و از شیشه های باز هَم
شب که شد ، آوازی از دیوان شمس‌الدّین خوش‌ است
دسـت و پـا یـاری کُنــد ، رقصـی شِلنـگ اَنـداز هَــم
بـایـد ‌اِمشب از حِصـار تَنـگِ شهرت وارهـی
نشئه‌ی قونیه باشی ، تشنه‌ی شیراز هم
روزهـای ناب بهاری مستم کـرده‌است
گرچه من عاقل نبودم از همان آغاز هم
خواستم یک لحظه از یاد تو بگریزم،ولی
نـام تو تکرارمی‌شد ، در صدای ساز هم
مستی نـامـت چنـان عقـل از سـرم انـداختـه
که هَراسم نیست از این شهر ِ
دیدگاه ها (۱)

دست ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﮐﺴﯽﯾﻌﻨﯽ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺩﻭ ﺟﺎﻥﺩﺳﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﮐﺴﯽﯾﻌﻨﯽ ﭘﯿﻤﺎﻥ ﺩﻭ ﻋ...

دل به دام تو اسیر است, زمینگیرش کنزلف بگشا و به یک حلقه به ز...

مرامست کردی شرابی مگر؟گرفتی مرا شعرنابی مگر؟رهاندی مرا از غم...

من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم باور کن!!! من میخو...

شب که شد تاری بیاور، یک بغل آواز همشور تحریر «بنان» را، پنجه...

شب که شد تاری بیاور،یک بغل آواز همشور تحریر «بنان» را،پنجه ی...

لا شيء يضاهي رائحة من نُحبولو إعتصرت فرنسابأكملها في قنينة ع...

ما با این آهنگ هابزرگ شدیم یادش بخیر ♥😍تقدیم نگاه قشنگتون مه...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط