{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به مناسبت تایی شدن پارت بعدم گذاشتم

به مناسبت 80 تایی شدن پارت بعدم گذاشتم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اروم سمتش رفتم که یهو دست یکی رو روی شونم احساس کردم
-:ا/ت باید حرف بزنیم
+: جونگکوک؟ تو اینجا چیکار میکنی؟
-: ا/ت باید حرف بزنیم
+: جونگکوک امشب مهمترین شب زندگیته!
-: از خوشحالیه تو مهم تر نیست
دستمو گرفت و به سمت کلبه ی چوبی بردم
از نردبون بالا رفتیم
چون لباسم بلند بود بغلم کرد
نشست روی یه قسمت از چوب
با انگشترش بازی میکرد
اروم لب زد: چرا اینجوری شدی؟
+: چجوری؟
-: همش با عروسیه منو لارا مخالفی، چرا؟
+: جونگکوک این چه حرفیه
+: من فقط دوستدارم خوشحال باشی
-: شب اولو یادته؟
+: چی
ـــــــــــــــــ فلش بک ــــــــــــــــــ
جونگکوک درحالی که دست لارا تو دستشه عربده میکشه: کسی هست که با این عروسی مخالف باشه؟
هیچکس چیزی نمیگفت
همه سراشون پایین بود
دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرمو داد زدم: معلومه که من
جونگکوک با تعجب سمتم برگشت: چ-چی؟
تازه فهمیدم چی گفتم
ساکت موندم
و سرمو انداختم پایین
-: ا/ت تو با این عروسی مخالفی؟
+: چی؟ نه معلومه که نه
-: ولی تو گفتی-
+: داشتم با مینهو حرف میزدم
-: ول-
+: ایرپاد داشتم
فک کنم باور نکرده باشه
ادامه دارد...
پارت بعد شرط نمیخواد
دیدگاه ها (۱)

اقا ان نزنیدمن پارت بعدو میزارم خسته شدم از بس کم حمایت شدمب...

بی مناسبت خواستم براتون چندپارتی بزارمم، بده؟ خیلی وقته چندپ...

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون)P⁴³(کره=ساعت 9:23 AM) جونگک...

تکپارتی جونگکوک <●ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط