پارت یازده رمان love is still beautiful
پارت یازده رمان love is still beautiful
نذاشتم حرف بزنه کشیدمش سمت خودم لباشو بوسیدم سانمی:اوپا تو تو نمیتونی اینکا رو با من کنی.رفت ویکی داشت بهم مشت میزد که ولش کنم لبمو کشیدم عقب شروع کرد به نفس نفس زدن کشوندمش سمت بیرون پشت درختا دستشو اورد بالا زد تو صورتم ویکی:لبای منو با بوسه هات کثیف نکن جیمین:من متاسفم مجبور بودم میخواستم از شرش خلاص شم ویکی:دفعه ی بعد خواستی از شر یکی خلاص شی منو نبوس جیمین:ببین واقعا متاسفم که بوسیدمت ولی مجبور بودم مطمعن باش دفعه ی بعدی وجود نداره منم علاقه ندارم ببوسمت ویکی:نه که من علاقه. دارم تو رو ببوسم هه من حتی نمیخوام قیافه تو ببینم جیمین:منم نمیخوام ببینمت ولی لیاقت همین بوسه رو هم نداشتی مطمئنا دخترای دیگه بودن الان از ذوق میمردن ویکی:منو با اون هرزه هایی که باهاشون میخوابی مقایسه نکن منم با بوسه ی تو ذوق نمیکنم چون مثل اون هرزه ها نیستم لیاقتم بیشتر از ایناست فهمیدی . اینو گفت و رفت (لیان) نشسته بودم رو صندلی یهو یکی اومد جفتم برگشتم نگاهش کردم شوگا بود شوگا:سلام لیان:سلام چیزی شده؟ شوگا:نه خوبی؟ لیان:ممنون چرا میپرسی؟ شوگا:اخه اون روز حالت خیلی بد بود لیان:اه من خوبم اون روز هم از قبل کمی ناراحت بودم ببخشید شوگا:اشکالی نداره الان بهتری دیگه؟ لیان:اره ممنون شوگا:ام میگم که لیانا تو گفتی چند سالته؟ لیان:من 15 سالمه شوگا:وای چقدر سنت کمههه لیان:مشکلیه؟ شوگا:نه فقط احساس میکنم شبیه منی منم تو بچگی از خانواده دور بودم لیان:اهان خوب شاید شبیه هم باشیم یکم شوگا:اره فقط کمی به هر حال خوشحال شدم که دیدمت فکر کردم نمیاید لیان:نه رئیس از موقع دبیوت بهمون گفت کن چندوقت بعد مصاحبه است کلا داغونمون کرد انقدر گفت شوگا:واییی من شنیدم رئیس کمپانیه جی وای پی خیلی باحاله لیان:اره برای صمیمی شدن با من اومد زد پس کله ام .شوگا زد زیر خنده شوگا:وای چه رئیس باحالی لیان:اره کلا به امیلی هم خیلی محبت داره شوگا:دلم میخواد ببینمش یه بار
لیان:عا شما که میتونید بیاید کمپانیه ما بیا ببینش شوگا:اگه وقت کردم حتما میام .....(میتسو) رفتم نشستم رو صندلی اعضای اکسو سه تا صندلی اون ور تر بودن چانیول داشت با بکهیون حرف میزد یهو برگشت نگاهم کرد برام دست تکون داد منم براش دستمو تکون دادم اومد سمتم چان:سلامممم خوبید میتسو:سلام ممنون شما خوبی؟ چان:من که عالیم اه راستی دیشب اجرات فوق العاده بود خیلی خوشکل شده بودی میتسو:ممنون دیدیش؟ چان:مگه میشه نبینمش همه اجراهاتو دیدم.چشام گرد شد میتسو:همه شونو دیدی؟؟ چان:اره از اولین اجرات تا همین الان میتسو:وای چقدر حوصله داری تو چان:یاااا من طرفدار میتسو ا هستم حق نداری بهش توهین کنی فن ده هزار اتیششم میتسو:چشم چشم اصلا میتسو مال تو من بهش چیزی نمیگم چان:حق نداری بگی .خندیدم اونم خندید چان:خوب میای دوست صمیمی بشیم ما خیلی رسمی داریم با هم حرف میزنیم میتسو:باشه چان:ایول خوب جدید ترین اهنگت قراره چی باشه؟ میتسو:نمیدونم روش فکر نکردم چان:متنشو بگو توضیح بده چجوریه؟ میتسو:خوب اهنگش راجبه یه پسره که دارم همه وجودمو بهش تقدیم میکنم چان:خوب بزار فکر کنم ....اهان اسمشو بزار all of me به معنا همه ی وجودمه میتسو:اره خوبههه مرسی داشتم فکر میکردم اسم اهنگو چی بزارم
چان:خوب حالا همه ی وجودتو میخوای به کی تقدیم کنی؟ میتسو:شخص خاصی نیست که بخوام بهش تقدیم کنم(اون شخص دقیقا تویی پارک چانیول) چان:اه پیداش میکنی بلاخره میتسو:اره(قبلا پیداش کردم) چان:خوب من برم دیگه کار دارم
میتسو:اه باشه خداحافظ
نذاشتم حرف بزنه کشیدمش سمت خودم لباشو بوسیدم سانمی:اوپا تو تو نمیتونی اینکا رو با من کنی.رفت ویکی داشت بهم مشت میزد که ولش کنم لبمو کشیدم عقب شروع کرد به نفس نفس زدن کشوندمش سمت بیرون پشت درختا دستشو اورد بالا زد تو صورتم ویکی:لبای منو با بوسه هات کثیف نکن جیمین:من متاسفم مجبور بودم میخواستم از شرش خلاص شم ویکی:دفعه ی بعد خواستی از شر یکی خلاص شی منو نبوس جیمین:ببین واقعا متاسفم که بوسیدمت ولی مجبور بودم مطمعن باش دفعه ی بعدی وجود نداره منم علاقه ندارم ببوسمت ویکی:نه که من علاقه. دارم تو رو ببوسم هه من حتی نمیخوام قیافه تو ببینم جیمین:منم نمیخوام ببینمت ولی لیاقت همین بوسه رو هم نداشتی مطمئنا دخترای دیگه بودن الان از ذوق میمردن ویکی:منو با اون هرزه هایی که باهاشون میخوابی مقایسه نکن منم با بوسه ی تو ذوق نمیکنم چون مثل اون هرزه ها نیستم لیاقتم بیشتر از ایناست فهمیدی . اینو گفت و رفت (لیان) نشسته بودم رو صندلی یهو یکی اومد جفتم برگشتم نگاهش کردم شوگا بود شوگا:سلام لیان:سلام چیزی شده؟ شوگا:نه خوبی؟ لیان:ممنون چرا میپرسی؟ شوگا:اخه اون روز حالت خیلی بد بود لیان:اه من خوبم اون روز هم از قبل کمی ناراحت بودم ببخشید شوگا:اشکالی نداره الان بهتری دیگه؟ لیان:اره ممنون شوگا:ام میگم که لیانا تو گفتی چند سالته؟ لیان:من 15 سالمه شوگا:وای چقدر سنت کمههه لیان:مشکلیه؟ شوگا:نه فقط احساس میکنم شبیه منی منم تو بچگی از خانواده دور بودم لیان:اهان خوب شاید شبیه هم باشیم یکم شوگا:اره فقط کمی به هر حال خوشحال شدم که دیدمت فکر کردم نمیاید لیان:نه رئیس از موقع دبیوت بهمون گفت کن چندوقت بعد مصاحبه است کلا داغونمون کرد انقدر گفت شوگا:واییی من شنیدم رئیس کمپانیه جی وای پی خیلی باحاله لیان:اره برای صمیمی شدن با من اومد زد پس کله ام .شوگا زد زیر خنده شوگا:وای چه رئیس باحالی لیان:اره کلا به امیلی هم خیلی محبت داره شوگا:دلم میخواد ببینمش یه بار
لیان:عا شما که میتونید بیاید کمپانیه ما بیا ببینش شوگا:اگه وقت کردم حتما میام .....(میتسو) رفتم نشستم رو صندلی اعضای اکسو سه تا صندلی اون ور تر بودن چانیول داشت با بکهیون حرف میزد یهو برگشت نگاهم کرد برام دست تکون داد منم براش دستمو تکون دادم اومد سمتم چان:سلامممم خوبید میتسو:سلام ممنون شما خوبی؟ چان:من که عالیم اه راستی دیشب اجرات فوق العاده بود خیلی خوشکل شده بودی میتسو:ممنون دیدیش؟ چان:مگه میشه نبینمش همه اجراهاتو دیدم.چشام گرد شد میتسو:همه شونو دیدی؟؟ چان:اره از اولین اجرات تا همین الان میتسو:وای چقدر حوصله داری تو چان:یاااا من طرفدار میتسو ا هستم حق نداری بهش توهین کنی فن ده هزار اتیششم میتسو:چشم چشم اصلا میتسو مال تو من بهش چیزی نمیگم چان:حق نداری بگی .خندیدم اونم خندید چان:خوب میای دوست صمیمی بشیم ما خیلی رسمی داریم با هم حرف میزنیم میتسو:باشه چان:ایول خوب جدید ترین اهنگت قراره چی باشه؟ میتسو:نمیدونم روش فکر نکردم چان:متنشو بگو توضیح بده چجوریه؟ میتسو:خوب اهنگش راجبه یه پسره که دارم همه وجودمو بهش تقدیم میکنم چان:خوب بزار فکر کنم ....اهان اسمشو بزار all of me به معنا همه ی وجودمه میتسو:اره خوبههه مرسی داشتم فکر میکردم اسم اهنگو چی بزارم
چان:خوب حالا همه ی وجودتو میخوای به کی تقدیم کنی؟ میتسو:شخص خاصی نیست که بخوام بهش تقدیم کنم(اون شخص دقیقا تویی پارک چانیول) چان:اه پیداش میکنی بلاخره میتسو:اره(قبلا پیداش کردم) چان:خوب من برم دیگه کار دارم
میتسو:اه باشه خداحافظ
- ۷.۴k
- ۱۶ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط