_گفتم :بلاخره ی روزی مجبوری فراموشش کنی!

_گفتم :بلاخره ی روزی مجبوری فراموشش کنی!
+گفت :رفت و امد باد رو تاحالا دیدی؟!
تو دستات گرفتیش؟!
تونستی نگهش داری یا پرتش کنی اونور!
نه!
عصری نشستی تو بالکن داری برگه صحیح میکنی یهو
بی خبرمیپیچه تو برگه ها همشون میریزه!
یادِش باده!............
یهو میپیچه بهم و بهم میریزه!
دیدگاه ها (۱)

وقتی میخوان بهت اعتراف کنن...

Part 9

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

فیک تهیونگ

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ⊹˚₊𐙚 لیام: ـ کدوم حد؟ حقیقت؟ اینکه...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

تکپارتی جونگ کوک

پارت هشتم《کلنجار》《Custom kiss》تا اینکه صدای اومد...تق...آخ.....

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط