{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیهوپ در زد... که با صدای اون دوباره آهنگ رو قطع کردی

جیهوپ در زد... که با صدای اون دوباره آهنگ رو قطع کردی
+شی..شی یون...داری...داری گریه میکنی؟
-ن..نه...حالم...خوبه
+کی بهت زنگ زده بود؟
جوابی ندادی و دوباره آهنگ رو پخش کردی...صدای در زدنش میومد ولی جواب نمیدادی...
+در رو باز کن...
-قفل نیست
اومد تو و آروم هندزفری رو از گوشت درآورد ...
+شی یؤن... جواب بده...کی زنگ زده بود؟
-هیچکس
+هیچکس؟چطور جرعت کرده زن منو گریه بندازه؟
-برو بیرون(سرد)
+امشب پیشت میمونم...هرچند خیلی كار دارم
گوشی رو انداختی اونور و هندزفری رو از گوشت در آوردی و پرت کردی رو زمین...به سمت پنجره برگشتی تا صورت جیهوپ رو نبینی...دقیقا کنارت خوابیده بود!
موهات رو پشت گوشت میداد و برات آهنگ مورد علاقت رو زمزمه میكرد...
دیگه حواست سمت جیهوپ رفته بود...چقدر میتونستید زندگی خوبی داشته باشید...ولی...مادرش نمیزاشت
چشمات دیگه توان دیدن رو نداشت و توی خواب فرو رفتی!
(صبح شد)
صبح زودتر از هوسوک بیدار شدی و رفتی تا صبحونه رو اماده کنی...همش داشتی با خودت میگفتی
-گناهم چیه؟چرا بدنیا اومدم؟چرا زن هوسوک شدم؟چرا اون عاشقم شد؟
که یهو دیدی دستی دور کمرت جمع شد...و نفس گرم هوسوك توی گردنت فرو رفت...
+چرا عاشقت شدم؟ چون نمیتونم تورو برای فرد دیگه ای ببینم...چون دلم پیشت گیر کرده بود
-از ...کی...داشتی حر...ف هامو گو...ش میدادی؟
+وقتی اومدی آشپز خونه پشت سرت بودم...
-آها
سرتو انداختی پایین و دوباره رفتی تا پنکیک درست کنی واسه صبحونه
+بشین من خودم درست میکنم..
نفس عمیقی کشیدی و نشستی رو مبل تا با موبایلت ور بری...داشتی تو اینستا میچرخیدی...مردم چه زندگئ خوبی داشتن...بدون دغدغه !
+بیا...آماده شد
رفتی نشستی سر صندلی
-مم..ممنونم
+کاری نکردم...نوش جان
پنکیکش عالی شده بود ولی تو چیزی جز درد حس نمیکردی..ایکاش جسمی بؤد ولی این درد روحیه...
وسطای غذا خوردن بودی که...
+شی یون...نمیخوای بگی چی شده؟ منو کشتی تو
-نه!
+تو خودت نریز...بمنم بگو...شاید بتونیم حل کنیم
-نمیشه...
+خیلی خب...راستی...مامان دیشب گفت که هروقت تونستی بری پیشش
دیدگاه ها (۰)

از مهمونی مادر شوهرت اینا تازه اومده بودید...توی راه جیهوپ ه...

یکی اونور بار با یه شیشه پر از ویسکی سر صندلی نشسته بود... و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط