سناریووقتی که همشون عاشق یک دخت میشن
سناریو:وقتی که همشون عاشق یک دخت میشن
ات یک دختر 18ساله است که کاراموز وای جیه
ات تو خونش بود تغریبا یک ساعت دیگه باید میرفت به کمپانی وای جی چون خیلی تمرین میکنه
ات رفت دوش گرفت و بعد اومد روتین پوستی انجام داد و چون نمیتونست چیزی بخوره فقط یه موز خورد بعد لباس پوشیدو از خونه اومد بیرون چون همیشه عجله داشت پس داشت میدوید چون ماشین نداشت
یه دفعه شونه ی سمت چپش میخوره به شونه ی سمت راست یه نفر بعد افتاد پسره با عجله دستشو به سمت ات دراز کرد و گفت
جیک:ببخشید خانم حالتون خوبه؟
ات:(بلند میشه)حواست کجاست؟
جیک:من ندیدمتون!
ات:لیلا(سگ جیک)رو میبینه و میره پشت جیک قایم میشه
دوستان عزیز این سناریو درخاستی ادامش پارت بعدی
ات یک دختر 18ساله است که کاراموز وای جیه
ات تو خونش بود تغریبا یک ساعت دیگه باید میرفت به کمپانی وای جی چون خیلی تمرین میکنه
ات رفت دوش گرفت و بعد اومد روتین پوستی انجام داد و چون نمیتونست چیزی بخوره فقط یه موز خورد بعد لباس پوشیدو از خونه اومد بیرون چون همیشه عجله داشت پس داشت میدوید چون ماشین نداشت
یه دفعه شونه ی سمت چپش میخوره به شونه ی سمت راست یه نفر بعد افتاد پسره با عجله دستشو به سمت ات دراز کرد و گفت
جیک:ببخشید خانم حالتون خوبه؟
ات:(بلند میشه)حواست کجاست؟
جیک:من ندیدمتون!
ات:لیلا(سگ جیک)رو میبینه و میره پشت جیک قایم میشه
دوستان عزیز این سناریو درخاستی ادامش پارت بعدی
- ۶.۲k
- ۲۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط