اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم
اگر دنیا خزان گردد ... اسیر غم نمی گردم
زمین هم آسمان گردد ... از عشقش ، کم نمی گردم
به جز راهش ، نمی جویم ! ، ... به جز نامش ، نمی گویم !
به جز او ، در پی یاری ، ... در این عالم نمی گردم
سخن رانی مکن جانا ! ، ... که من درمان نمی گیرم
ببین کورم ! ... کرم ! ، بشنو ! ... که من آدم نمی گردم
تو شیرینی و من تلخم ، ... تو همراهی و من هرگز :
برای هیچ کس جز او ، ... دمی همدم نمی گردم
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم *
زمین هم آسمان گردد ... از عشقش ، کم نمی گردم
به جز راهش ، نمی جویم ! ، ... به جز نامش ، نمی گویم !
به جز او ، در پی یاری ، ... در این عالم نمی گردم
سخن رانی مکن جانا ! ، ... که من درمان نمی گیرم
ببین کورم ! ... کرم ! ، بشنو ! ... که من آدم نمی گردم
تو شیرینی و من تلخم ، ... تو همراهی و من هرگز :
برای هیچ کس جز او ، ... دمی همدم نمی گردم
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم *
- ۱.۹k
- ۲۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط