همیشه رقصیدن ، نشانه ی شادی نیـــست..!
همیشه رقصیدن ، نشانه ی شادی نیـــست..!
زنی را میشناسم که با بغضهایش میرقصد
با ترانه های شادی که
یادِ آرزوهایِ مرده اش را زنده میکنند..!
زنی ، که با کوچکتــرین بهانه
سر میرود از خنده
که میتواند سالها بخندد
بی آنکه تو به غمگین بـــودنش شک کنی..!!!
من زنی را میشناسم
که شبها از هجــومِ غمهایش میبارد
و سپیده با لبخندی بی نظیر طلوع میکند...
سپیده ای که هیچکس نمیداند
از پشتِ کوهی از دلواپسیهای زنانه
و تل انباری از سکــوت سر زده...!
می دانی؟
این خنده های بلند
گاهی طغیانِ انبوهِ انباشته شده ی
نگفته هاست..
گاهی شکستنِ مرزِ نباید هاست...
او را مست خطاب نکن
او را دیوانه نپندار..!!!
او یک زنِ قدرتمند است که
غرور و قلبش را در صندوقچه ی نگاهش
پنهان کرده...!
زنی را میشناسم که با بغضهایش میرقصد
با ترانه های شادی که
یادِ آرزوهایِ مرده اش را زنده میکنند..!
زنی ، که با کوچکتــرین بهانه
سر میرود از خنده
که میتواند سالها بخندد
بی آنکه تو به غمگین بـــودنش شک کنی..!!!
من زنی را میشناسم
که شبها از هجــومِ غمهایش میبارد
و سپیده با لبخندی بی نظیر طلوع میکند...
سپیده ای که هیچکس نمیداند
از پشتِ کوهی از دلواپسیهای زنانه
و تل انباری از سکــوت سر زده...!
می دانی؟
این خنده های بلند
گاهی طغیانِ انبوهِ انباشته شده ی
نگفته هاست..
گاهی شکستنِ مرزِ نباید هاست...
او را مست خطاب نکن
او را دیوانه نپندار..!!!
او یک زنِ قدرتمند است که
غرور و قلبش را در صندوقچه ی نگاهش
پنهان کرده...!
- ۱.۵k
- ۲۱ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط