{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای من

برایِ من ؛
که پای ِ تو
جوانی داده ام
برای من ؛
که از رشته، رشته ی کلامم
احساس تنیده ام
چه باقی می ماند؟
غیر از دستی که
رویِ دست می گذارم
تا که نبینند،خالی مانده اند...
من ؛
کمترین حق ام،
داشتنِ
دستان ِ تو بود

/ سعید
دیدگاه ها (۵)

سنگین نگاهم نکن کافه چینیامده ام چیزی بنوشم...حتی همیشگی را!...

صبحتان بخیز و پرنشاط و روزتان سبز و دلتون گرم به آفتاب مهربا...

تلخ استبدانیاز این لحظه هااز پشت پنجره هاقهقهه هایشترانه ای ...

کوهی ز نور بودم اما طلاعیه داران شکستن غرورم روستاره در غرق...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام خرسند ازاین بهانه،از این ه...

تنها تویی بهانه ی این حسّ جاری ام خرسند ازاین بهانه،از این ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط