{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوهی ز نور بودم اما طلاعیه داران

کوهی ز نور بودم اما طلاعیه داران
شکستن غرورم رو
ستاره در غرق فروغ بودم ؛
به سودایش رخت بربستن سرورم رو
تو ای مهتاب و زچه میتابی بر شب تارم
ارچه غمگین ست دلت ؛ بگذر از رخ زردم
شام آخر ؛ یا که بشکنم سفره از دل را
یا بسان شیشه می مانم تا بشکند دل را

شعرواره های گل یخ / از سعید
دیدگاه ها (۶)

تلخ استبدانیاز این لحظه هااز پشت پنجره هاقهقهه هایشترانه ای ...

برایِ من ؛ که پای ِ تو جوانی داده امبرای من ؛که از رشته، رشت...

آهنگی بسیار زیبا و دلنشین واسه شما دوستای گلم واسه دلاتون که...

تو که گفتی پلک چشات بارانی ست مثل دلت میدونی اگه چشامو ببندم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط