راز
راز
شاید دیگر پس از این
قلمم را بسپارم به دست « باد»
او به جای من شعر بگوید
شاید دیگر پس از این
تنها «باد»
نشانی
برف و
باران و
شعلهی
عشق تازهام را بداند .
پند
بسیار چیزها هستند، زنگ می زنند و
از یاد می روند و
سپس می میرند
همچو تاج و
عصاي مُرصّع و
تخت پادشاهان!
بسیار چیزهای دیگری هستند
که نمی پوسند و
از یاد نمی روند و
هرگز نمی میرند
همچون کلاه و
عصا و
کفش های
چارلی چاپلین.
تنهايي
انساني كه با سكوت دم خور نشود
چگونه خواهد توانست با عشق من دم خور شود .
كسي كه با چشمان اش « باد» را نبيند
چگونه مي تواند كوچ ام را درك كند
آن کس که به صداي سنگ گوش نسپارد
چگونه می تواند صدايم را بشنود
و آن كس كه در ظلمت نزيسته
چگونه به تنهايي ام ايمان مي آورد؟!
شیرکوبی کس.....شاعربلندآوازه کورد
شاید دیگر پس از این
قلمم را بسپارم به دست « باد»
او به جای من شعر بگوید
شاید دیگر پس از این
تنها «باد»
نشانی
برف و
باران و
شعلهی
عشق تازهام را بداند .
پند
بسیار چیزها هستند، زنگ می زنند و
از یاد می روند و
سپس می میرند
همچو تاج و
عصاي مُرصّع و
تخت پادشاهان!
بسیار چیزهای دیگری هستند
که نمی پوسند و
از یاد نمی روند و
هرگز نمی میرند
همچون کلاه و
عصا و
کفش های
چارلی چاپلین.
تنهايي
انساني كه با سكوت دم خور نشود
چگونه خواهد توانست با عشق من دم خور شود .
كسي كه با چشمان اش « باد» را نبيند
چگونه مي تواند كوچ ام را درك كند
آن کس که به صداي سنگ گوش نسپارد
چگونه می تواند صدايم را بشنود
و آن كس كه در ظلمت نزيسته
چگونه به تنهايي ام ايمان مي آورد؟!
شیرکوبی کس.....شاعربلندآوازه کورد
- ۹۳۷
- ۲۱ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط