{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده

رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
شب مانده است و با شب، تاریکی فشرده

کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو؟
شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟

#سیمین_بهبهانی
دیدگاه ها (۱)

تاخود نفسی دارم،باخود قفسی دارمزندانی و زندانم،زندانم وزندان...

من انسان قوی هستمولیگهگاهی دلم میخواهدکسی دستم را بگیردو بگو...

دل که رنجید از کسی، خرسند کردن مشکل استشیشه ی بشکسته را پیون...

برای تمام رنج هایی که میبری،صبر کن...صبر، اوج احترام به حکمت...

#چرا حرف منو باور نمیکنی پارت ⁵⁴ سوار ماشین شودن که نیخواستن...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط