{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جیا

ویو جیا
صبح وقتی از خواب بیدار شدم
حس گرم بودن داشتم
یعنی اینکه از حرارت زیاد نزدیک بود از حال برم
خواستم پاشدم که جسمی مانم شد
وقتی ب وضع خودم نگاه کردم
دیدم که توسط ی پتو بزرگ ب نام جئون جونگ کوک پوشیده شدم
گرممممه
جیا: جونگکوک جونگکوک
اصلا انگار کر بود
جیا: جئون جونگ کوک( داد
کوک: ها؟ ( خابالو
جیا: گرممه پاشو
هیکل گندشو از روم برداشت
داشتم از گرما میمیردم
جیا: گرمه گرمه
کوک: واچت..
نزاشتم حرف جونگ کوک تموم شه که دوییدم بیرون کلبه تا خنک شم وای چرا انقدر گرمه من همینجوریش صبحا بیدار میشم‌گرمم هس حالا اینم افتاده بود روم( اینو گفتم چون خودم ب شخصه وقتی بیدار میشم گرممه و خیس غرق میشم و ضربان قلبم میره رو هزار)
جلو کلبه وایسادم تا خنک شم
که تهیونگ با ی تیپ خفن از عمارت خارج شد خواست سوار ماشین شه که چشمش بم افتاد با پوزخند همیشگییی
دیدگاه ها (۳)

ویو جیا ب سمتم امدته: اینجا خوابیدی دیشب؟جیا: ارع؟جوری که مع...

ویو جیا کوک: روت بودم ؟ منظورت چیه؟ ( خنده جیا: ای پسره منحر...

بچه ها وقتی میگم‌پوزخندای تهیونگ ایناهاشن در کششششش😍😍😂

ویو جیا نمیدونم ولی از اینکه جونگ کوک بام قهر باشه و بم‌محل ...

p: ۱۷ویو فردا .... ساعت 5:48 دقیقه بود جونگ کوک کنار ات خوا...

قرار دادپارت 8☆یوری : باشه پس من میرمداشتم میرفتم که مچ دست...

جنبه نداری نخونویو ا.تجونگکوک تو چند ثانیه پرتم کرد رو تخت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط