{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شمیم طره اش بر زخم مرحم

شمیم طرّه اش بر زخم، مرحم
غبار مقدمش بر درد، درمان
ز ما چشم امید و دست خالی
از او بذل عنایت باب احسان

اگر چشمی گشاید عالمی را
کند با یک نگاه خویش سلمان
دیدگاه ها (۱)

من به یادِ آن کبوترها،که مهمان تواند ...بعد از این نازِکبوتر...

عاشقانت میفروشند عیش را،غم میخرنددل به پای روضه میریزند ماتم...

در دلی که ِکبر وپستی وپلیدی خانه‌کرد مطمئنا در دل او مهرِ دل...

آرزو داشتم از کودکی ام مثل پدرجلوی پنجره فولاد تو زانو بزنمم...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

پارت ۴ : خشم ارباب تاریکی و شفقت ناخواسته

sing for me. p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط