{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشم‌هایم زل زد و گفت : " با هم درستش می‌کنیم ...! "

به چشم‌هایم زل زد و گفت : " با هم درستش می‌کنیم ...! "
چه لذتی داشت این با هم، حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی‌شد، حتی اگر تمام سرمایه‌ام بر باد می‌رفت، حسی که به واژه‌ی " با هم " داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمی‌کردم ...!
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، می‌تواند حس من را در آن لحظات درک کند ...
دیدگاه ها (۱)

🎥 رئیس‌جمهور: به‌جای گیر دادن به هم، نواقص هم را برطرف کنیم....

من می خواستم یچیزی بگممن شمارو درک نمی کنم نه واقعا درک نمی ...

آخرین بحث پارت ۲۱

ما در خانه‌هایی زندگی می‌کنیم که دیوارها را ساخته‌ایم،اما پل...

.من هربار توی چشم‌هایتان از توی این فیلم‌ها خیره می‌شوم بچه‌...

پشت پرده یک سوگواری ۱۴۰۰ ساله؛ احساسی یا منطقی؟همیشه این سوا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

گاهی زندگی مثل روزی بارانی می‌ماند که هیچ چیز جز سرپناه موقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط