اسم رمان عشق زیبا

اسم رمان: عشق زیبا
اسم رمان: عشق زیبا
نویسنده🖨: کیم بورام
چند پارته🖋
نقش اصلی: هیونجین، ات
نقش فرعی: توی داستان متوجه میشین
part: ۶ پارت اخر

علامت ات *
علامت هیونجین ~
علامت فلیکس ✓



ویو ات
نمیدونم چرا هیونجین ازم خواست بیام کافه توی شک بودم رفتم رستوران و یه همبرگر سفارش دادم و بردم خونه تا بخورم تا برسم خونه ساعت ۲ شد همبرگر مو خوردم و رفتم حموم یه ۱ ساعتی توی حموم بودم رفتم لباسمو پوشیدم و موهامو خشک کردم رفتم روی کاناپه دراز کشیدم و نگاه فیلم کردم....... نگاه ساعت کردم ساعت ۵ و نیم بود لباسمو پوشیدم و یه میکاپ ملایمی کردم دیدم تا هیونجین زنگ میزنه.
زینگ زینگ (دیگه صدای دیگه ای سراغ نداشتم 🙄)
*الو
~الو سلام ات خوبی
*سلام اره خوبم تو خوبی
~اره بیا پایین ساختمون تا بریم
*باش بای
~بای
ویو ات
رفتم از ساختمون پایین و میخواستم عقب سوار شم که هیونجین گفت
~بیا جلو بشین
*باشه سلام
~سلام خب بریم کافه
*باش
در حال رفتن به کافه 🙄.........
ویو ات
رفتیم توی کافه و نشستیم
علامت گارسون #
#بفرما لیست لطفا سفارشتونو بگین
~من یه ایس لاته میخوام ات تو چی میخوای
*من یه شیک شکلاتی
#چشم
~خب من یکم طراحی کنم
*باشه
ویو ات بعد از ۵ دقیقه گارسون سفارش هامونو اورد
#بفرمایین سفارش هاتون
*ممنون
~ممنون خب ات چشم هاتو ببند
*چرا
~فقط گوش کن
*باش
ویو ات چشم هامو بستم و یه چیزی روی لبم حس کردم چشم هامو باز کردم که دیدم هیونجین داره بودم مینه و بعد ۱ میل ازم جدا شد
~خب ببخشید که ناگهانی شد برای این که بتونم طراحیمو درک کنم و حسش کنم باید این کارو انجام میدادم
ویو ات
طراحی شو بهم نشون داد توی طراحی یه پسر بود که اون هیونجین بود و داشت منو میبوسید
*هیونجین چی شده مگه تو با اون دختره نبودی
~دیگه مهم نیست من تورو دوست دارم لطفا دوباره بهم بر گرد
*باشه ولی قول بده دیگه ولم نمیکنی
~باش قول


خب تمام شد و با خوبی و خوشی زندگی کردن
دیدگاه ها (۵)

پروف عوض شد گم نکنید

یونجونیییی🛐🤍

گربه کوچولومو🥺🎀

فلیکس و چانگبین🥺

دیدار اول ..

پارت 2

پارت ۶ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط