{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Regulus

Regulus
𝟐/𝟐
& هوای گرم ماشین و سرعت زیاد حالت رو بهم میزد کل راه با سکوت عذاب اوری سپری شد و بالاخره به خونه رسیدید
وقتی از صندلی که پیاده شدی سرگیجه شدیدی بهت دست داد به دیوار تکیه دادی حالت این چند روز واقعا بد بود هر لحظه مثل ملاقات با فرشته مرگ بود
با دیدن رگیولوس که داره میاد سمتت خودتو جمع کردی و صاف ایستادی اگرچه هر لحظه ممکن بود از حال بری
اروم به سمت در ورودی رفتی و در رو باز کردی و دم در کفش هات رو دراوردی و رفتی داخل که رگیولوس پشت سرت داخل شد و در رو محکم بست
رگیولوس:{با حرص نگاهت کرد و محکم مچ دستت رو گرفت} چند بار گفتم این لباس رو نپوش
ا.ت:{باورت نمیشد این همون پسر اروم بود که معتقد بود همه چیز با صحبت حل میشه؟} رگی...
رگیولوس:{چشماش از خشم قرمز شده بود دست رو رها کرد و با همون لحن خطرناک صحبت کرد} بزار من بگم ا.ت تو عاشق توجهی...توجه پسرای جوون نه؟ توجه هر پسری جز من نه؟
& خواستی حرف بزنی که حرفت با سوزش گونت قطع شد باورت نمیشد اون بهت سیلی زد
دیگه چیزی نگفتی و سکوت کردی و با قدم های عصبی به سمت اشپز خونه رفتی حالت بد بود سرگیجه حالت تهوع داشتی و واقعا دیگه تحمل نداشتی
یخچال رو باز کردی تا اب بخوری ولی به محض باز کردن در یخچال بوی شکلات به مشامت خورد
بوی شکلات تیر خلاصی بود برای تمام علائم دستت رو جلوی دهنت گرفتی و به سمت سرویس دویدی به محض رسیدن در رو قفل کردی
لحظه ای که تونستی نفس راحتی از دست این تهوع لعنتی بکشی صدای رگیولوس رو که پشت در بود رو شنیدی
صورتت رو شستی و در رو باز کردی با رگیولوس مواجه شدی
رگیولوس:{با حالتی که سعی داشت نگرانی رو پنهان کنه بهت نگاه کرد} حالت خوبه؟
ا.ت:{با استرس بهش نگاه کردی و سری تکون دادی} اره خوبم فقط... خب یچیزی هست باید بهت بگم
رگیولوس:{ابرویی بالا انداخت و بهت خیره شد} میشنوم
ا.ت:{با ترس تو چشماش نگاه کردی} خب رگی... من...
_{نفس عمیقی کشیدی و ادامه دادی} خب من... حاملم
رگیولوس:{با تعجب نگاهت کرد} چی؟ حامله ای؟
ا.ت:{با مظلومیت سرت رو به نشانه اره تکون دادی}
رگیولوس:{دیگه تمام دعوا رو فراموش کرده بود و فقط ذوق زده بهت خیره شده بود} مرلین...دارم پدر میشم ... عاشقتم ممنونم که این هدیه رو بهم دادی
& و اون شب برای هر دوی شما بهترین شب و اتفاق زندگیتون بود








تاماااممم💫
نظرتونو حتما بهم بگید ✨
دیدگاه ها (۰)

Regulus𝟏/𝟐&نگاه های خیره فردی رو روی خودت حس میکردی دور و بر...

کپشن مهم!!

تک پارتی& خسته و کوفته به خوابگاه برگشتی نور ماه روی میز مطا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط