{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Regulus

Regulus
𝟏/𝟐
&نگاه های خیره فردی رو روی خودت حس میکردی دور و برت رو نگاه انداختی و با رگیولوس مواجه شدی که عین کسی که ارث پدرش رو بدهکار باشه بهت خیره شده بود نگاهت رو ازش گرفتی و به پایین خیره شدی
چطور قرار بود بهش بگی؟در صورتی که اینقدر عصبی بود
مهمونی خانوادگی بلک ها همیشه پر از پسرای مجرد و جوون بود که حالا همشون به تو خیره شده بودن
لباست بیش از حد باز بود حتی رگیولوس قبل خارج شدن از اتاق بهت اخطار داده بود که اون لباس رو نپوشی وای تو لجباز تر از این حرفا بودی که به حرفش گوش کنی بدون توجه به حرفش همون لباس باز رو پوشیدی و الان خودت بودی و عواقب کاری که کردی
دخترای دور و برت مدام الکل میخوردن و میخندیدن ولی تو؟ به وضعیتی که داخلش بودی لعنت فرستادی و به دخترا خیره شدی
بوی الکل برات تهوع اور بود جوری که دستت رو روی دماغت گذاشتی و از جمع دور شدی و به سمت رگیولوس رفتی و روی صندلی خالی کنارش نشستی
ا.ت:{ با مظلومیت به رگیولوس نگاه کردی}رگی؟ میشه بریم؟... خستم
رگیولوس:{بهت نگاه نکرد ولی لحن حرف زدنش کاملا خطرناک بود} خسته ای؟ از چی؟ از مهمونی یا نگاه بقیه؟
ا.ت:{نفس کلافه ای کشیدی} تمومش کن
رگیولوس:{با حرص نگاهت کرد} چرا باید حرفت رو گوش کنم؟ مگه تو به حرف من اهمیت دادی؟
_{از روی صندلی بلند شد و دستت رو کشید}
ا.ت:{با کشیده شدن دست صورتت از درد جمع شد و هم این حرکت رگیولوس برات عجیب بود چون اون همیشه اروم بود} اخخخ داری چیکار میکنی؟
رگیولوس:{پوزخندی بهت زد و شروع به حرکت کرد و همچنان دستت رو میکشید} داریم میریم مگه نگفتی خسته ای؟
ا.ت:{اشک از چشمات سرازیر شد} رگی اروم تر دستم درد میکنه
& بدون اهمیت به حرفت باز دستت رو با همون قدرت قبلی میکشید و این باعث میشد حس کنی هر لحظه ممکنه دستت از جا کنده بشه
در ماشین رو باز کرد و هلت داد داخل ماشین و در رو بست و خودش هم سوار ماشین شد












خبببببببب بازم من تو نوشتن اینا توی طلسم گیر کردم😅😂
نظرتونو حتما بهم بگید✨
دیدگاه ها (۱)

کپشن مهم!!

سلاممممشبتون بخیر تمام جغد های عزیزگایز یه چیزیمن کلا چند وق...

تک پارتی& خسته و کوفته به خوابگاه برگشتی نور ماه روی میز مطا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط