{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آوای شب

آوای شب

پارت ۴

ویو ...

دختر های پدرم برام انتخاب کرده بود رو آوردن یکیشان گفت

دختر ۱ : شما جناب ... دامیان هستید؟

دختر ۲ : من کاترین اشتون هستم ایش ، برای اینم باید اسممو بگم ایش

دختر۳: شنیدم شما پسر داناوانید؟

دامیان: ارههه به تو ...‌ چیز ببخشید من دامیان پسر پادشاه بزرگ یعنی داناوان دزموند هستم ...

(دامیان میخواست آنها را امتحان کند )

فردای روز بعد

امتحان۱
دختر ۱: وای چرا دیر کردی مگه نگفتی میاد چرا نیومده؟

جیوز: ارباب دامیان تشریف آوردن

دختر ۱ : هوف خداروشکر بلخره اومد

دامیان: سلام

دختر ۲ : چرا اینقدر دیر اومدی ؟ میدونی چقدر منتظر موندم آیششش

خدمتکار : خانوم همین الان پدرتون کار تون داره

دختر۲ : هوف چه بهتر ...


و متاسفانه همه ی دختر ها همین طور بودند

امتحان دوم

دامیان: ببین من اصلا بهت علاقه ایی ندارم و دوستم ندارم

دختر۱: چییی؟ فقط منو بازی دادی مگه مسخره اتم ؟

دختر ۲ :آیششش چه بهتر منم دوست ندارم می خوام ازت طلاق بگیر......

دختر ۳ : باشه مشکلی ندارم ولی حوصله تو ندارم


❤❤❤
دیدگاه ها (۴)

Anya x Damian پارت۶۲

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط