{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست

آموختم که دنیا درونت را نمی‌بیند و ذره‌ای عین خیالش نیست که در زیر این پوست و استخوان و قالب ظاهری چه امید ها و رویاها و غم ها نهفته است. به همین سادگی و پوچی و بی‌رحمی‌ است.

ندای کوهستان. خالد حسینی
دیدگاه ها (۳)

«پای من شکست، وقتی دوازده سالم بود. سر کلاس ژیمیناستیک، به‌خ...

رسیدن قدم اول رفتنه. آدما نمیان که بمونن، اونا میان که بهت ب...

اونجایی که گفتم می‌تونم، گفتم می‌خوام، گفتم باید بشه، آخرش ش...

من یک پناهنده ام.بعداز آن روزی که مرا از دنیایت پرت کردی بیر...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خیر، اصلاً این طور نیس...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط