پارت ۷😊
پارت ۷😊
دیدی که نیما یه دونه کیک داره و داره بهت میگه تولدت مبارک نیوادم پشت سرش و محمد هم پشت نیواد داخل گوشیه تعجب کردی
نمیدونستی چیکار کنی خوشحال باشی یا ناراحت
ناراحت به خاطر اینکه محمد و قال گذاشتی
خوشحال به خاطر اینکه
تنها عشق زندگیت برات تولد گرفته
هر سه تاییشون
همه کارای تولدتو کرده بودن کلی آدم دعوت کردن
همه همه ی دوستاتون و هم یوتیوبرا بودن خیلی خوشحال بودی ولی حتی محمد جواب سلام تو رم نداده بود حمد فقط میخواست ببینه که برای تو هنوز ارزش داره یا نه ولی تو اونو تنها گذاشته بودی
خیلی خوشحال بودی ولی میخواستی بری و از محمد عذرخواهی کنی محمد رفت توی اتاق
تو هم باهاش رفتی تا ازش معذرت خواهی کنی
پشت سرت نیما بود فکر کرده بودش که تو میخوای بری تو اتاق پیش محمد و تو با محمد رابطه داری
تاتو رو دیدش که تو پیش محمد نشستی و داری ازش عذرخواهی میکنی
سریع از اتاق رفت بیرون تو بعد دو دقیقه اومدی بیرون و دست نیما رو گرفتی نیما با خوشحالی
تو رو برد داخل آشپزخونهو فقط بغلت کرد
تو میخواستی یه سری چیزایی رو بهش بگی ولی نتونستی به خاطر همین رفتی داخل حال و به مهمونیت ادامه دادی آخر شب همه رو دعوت کردی خونت همه هم اومدن تک به تکشون به جز محمد همه شب تا صبحو موندن و صبح که بلند شدی دیدی که...
مایل به پارت۸🎀
دیدی که نیما یه دونه کیک داره و داره بهت میگه تولدت مبارک نیوادم پشت سرش و محمد هم پشت نیواد داخل گوشیه تعجب کردی
نمیدونستی چیکار کنی خوشحال باشی یا ناراحت
ناراحت به خاطر اینکه محمد و قال گذاشتی
خوشحال به خاطر اینکه
تنها عشق زندگیت برات تولد گرفته
هر سه تاییشون
همه کارای تولدتو کرده بودن کلی آدم دعوت کردن
همه همه ی دوستاتون و هم یوتیوبرا بودن خیلی خوشحال بودی ولی حتی محمد جواب سلام تو رم نداده بود حمد فقط میخواست ببینه که برای تو هنوز ارزش داره یا نه ولی تو اونو تنها گذاشته بودی
خیلی خوشحال بودی ولی میخواستی بری و از محمد عذرخواهی کنی محمد رفت توی اتاق
تو هم باهاش رفتی تا ازش معذرت خواهی کنی
پشت سرت نیما بود فکر کرده بودش که تو میخوای بری تو اتاق پیش محمد و تو با محمد رابطه داری
تاتو رو دیدش که تو پیش محمد نشستی و داری ازش عذرخواهی میکنی
سریع از اتاق رفت بیرون تو بعد دو دقیقه اومدی بیرون و دست نیما رو گرفتی نیما با خوشحالی
تو رو برد داخل آشپزخونهو فقط بغلت کرد
تو میخواستی یه سری چیزایی رو بهش بگی ولی نتونستی به خاطر همین رفتی داخل حال و به مهمونیت ادامه دادی آخر شب همه رو دعوت کردی خونت همه هم اومدن تک به تکشون به جز محمد همه شب تا صبحو موندن و صبح که بلند شدی دیدی که...
مایل به پارت۸🎀
- ۲۹۱
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط