{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قه

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود.
عشق، تنها در آغوش مادر خلاصه می شد.
بالاترین نقطه زمین، شانه های پدر بود.
بدترین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند.
تنها دردم، زانوهای زخمی ام بودند.
تنها چیزی که می شکست، اسباب بازی هایم بود.
و معنای خداحافظ، تا فردا بود. حسین_پناهی
دیدگاه ها (۸)

.کنار تُنگِ ماهیا، گربه رو نازش می‌کننسنگ سیاه حُقَه رو، مهر...

.رفتیو قایقِ بی‌سرنشینتنها بار اضافی‌ستبر دوش دریا.امیرحسین_...

.شده‌اممثلِ یک شمعدانیِ تنهالبِ حوض؛برگم در انتظارساقه‌‌ام د...

.هر وقت دلتنگ تو باشمبرای چشم‌هامسیب می‌خورمبوی تنت مرا برمی...

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکیآن زمان ها که؛ پدر تنها قهرما...

تاجی در دو جهان Une couronne dans deux mondes

Mafia-Knig پادشاه مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط