{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی مهربانیم را اشتباه گرفت، دم نزدم .

یکی مهربانیم را اشتباه گرفت، دم نزدم .
یکی صداقتم را نادیده گرفت، سکوت کردم.
یکی غرورم را به بازی گرفت، نگاهش کردم.
از اینجا به بعد فهمیدم، دنیاییست که اگر مثل بقیه نباشی لـــــه میشوی.
خواستم مثل بقیه باشم گفتند: تـو خـوبـــــــــ باش.
خدایا ببخش اما بندگانتــ دیگر برایم فرقی نمی کنند.
دیدگاه ها (۱)

دلـم برای خودش که نـهاما برای "جانــــم" گفتن هایش تنگ شـدهب...

من مدیونم......ب احساسی که از چشمام زد بیرون!!!

- پسر است دیگر.................................................

..

« ازدواج به اجبار »Part 14ویوی جونگ‌کوک : (پرش زمانی به لحظه...

پارت ۱۰برای دو ثانیه کامل مغزم خاموش شد.بعد چشمامو ریز کردم....

رفتم سمتش. دختر بی‌جون روی زمین افتاده بود و موهاش ریخته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط