{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آه زیپ فاکی لعنت بهت بعد از 2 مین بیخیال شدم که یه دفعه ا

آه زیپ فاکی لعنت بهت بعد از 2 مین بیخیال شدم که یه دفعه ای لباسم داشت میوفتاد ولی سریع گرفتمش و دیدم تهیونگ زیپمو کشیده بود پایین بهش گفتم :
این چه کاری بود چرا اینکارو کردی
گفت: من شوهرتم درضمن امشب شب اول ازدواجه و اگه فک کردی از زیر دستم در میری کور خوندی
ا/ت: ما فقد بخاطر شرکت باهم ازدواج کردیم و تو حق نداری بهم دست بزنی
تهیونگ : ( پوزخند)
بقیش تو کامتنع اسماته میتونین نخونین ⛓️🖤🦋
دیدگاه ها (۴)

50.تایی شدیمم هپیییی بخاطر 50 تایی امشب 2 پارت میزارم بازم ه...

دارم میرم بنویسم ادامه رو حالا شاید سوپرایزتونم کردم نمی‌دون...

ازدواج اجباری p1 ...

سلام من میخوام فیک بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد هیممم (چقد سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط