{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave Season Part

Slave ♡ Season ♡ Part ۶۴


با بغض و حرصی گفت جیمین بیخیال از حال دختر با چشم های بی رحمش لحظه ای زل زد بهش، صورتش اصلا تغییری نکرده بود
همان لب های قلوه ای که فقط یه دفعه مزه شیرینشو چیشده بود
دلش میخواست بازم حس کنه،
با یه دستش هر دو دست های دختر رو بالا سرش گرفت
و با دست دیگرش چونه هویون رو محکم گرفت و صورتش طرفش خودش چرخوند محکم گفت : چشم هاتو باز کن و بگو کی هستی
اما هم‌چنان چشم هایش بسته بود می‌ترسید با چشم های خاموش جیمین روبه رو بشه،
اما ثانیه ای نگذشت که لب های گرم و نرم جیمین رو روی لب هایش حس کرد، اما چشم باز نکرد دلش ریخت دست و پاهاش شل شدن
چقدر دلتنگش بود،
که حاضر شد همراهیش کنه دلش دیوانه وار به سینه اش می‌کوبید
اما با دل تنگی لب های نرم جیمین که میان لب هاشو سر می‌خورند و هر دفعه محکم تر مک میزد رو حس میکرد، اما جیمین به طرز خشنی لب هاشو روی لب های دختر مقابلش حرکت میداد
جوری که چشم های پر از اشک دختر مقابلش شکستن و اشک هایش جاری شدن، جیمین با حس خیس شدن گونه هایش سر بلند کرد
اما چشم های دختر سریع بسته شدن تا اشک هایش را نبیند
در طی یک ثانیه که هواس مرد ظالم پرت شد
هویون با زانوش محکم زد به شکم جیمین که باعث دور شدن ازش شد
مثله جت از ازش دور شد و از پله ها بالا رفت،
با اشکی که از گوشه چشم اش می‌چکید
تند یا پشته دستش لباشو می‌مالید با گریه ای حرصی و عصبانیت زمزمه کرد : مردک عوضی ...احمق....کودن.. دیگه نمیزارم بهم نزدیک بشی
سریع وارده اتاقش شد و درو قفل کرد
به درب تکیه داد اما ناگهان سر خورد و روی زمین نشست
موهای کوتاهش روی صورتش ریختن چرا جیمین اینجوری بهش
می‌گفت٫٫ تو کی هستی٫٫ چرا انقدر بد رفتار شده بود چی فهمیده بود ..

فصل دومش شروع شده و من منتظر نظراتتون هستم
شرط ۵۰ کامنت ۳۰ لایک
دیدگاه ها (۸۹)

تولد خاص ترین مرد زندگیم مبارک ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤...

#bts

Slave ♡ Season ♡ Part ۶۳ جیمین درحالیکه به دیوار تکیه داده ب...

Slave ♡ Season ♡ Part ۶۲یه سول تلخندی زد و گفت: آره میتونی ه...

﴿ برده ﴾۵۶ part دختره چشم بست و اجازه داد اشک هاش گونه هاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط