{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ❸


+واقعا
-اره ولی باهات میام
+اما
-تو مغازه نمیام نترس
+ممنون 😊
-هوم خواهش
کارتشو بهم داد رمزشم گفت و سریع رفتم هر مغازه ای که میدیدم میرفتم توش و خرید میکردم میدادم به کوک وسایل و خیلی ذوق داشتم
-ات وایسا ات *اخرشو با داد گفت
+ب بله *ترسید
چته؟
-وایسا یه دقیقه خسته شدم دیگه داری منو ورشکست میکنی صبر کن
+خو به من چه اصلا با پول خودم میگیرم وسایلو اگه ورشکست میشی بیا اینم کارتت *داد بهش
کوک ویو
انقدر خرید کرده بود دستام داشت میشکست نمیخواستم خودمو ضعیف نشون بدم ولی دیگه خسته شدم همین جوری هم داشت کارت میکشید معلوم نبود چی میخره این بچه وقتی بهش گفتن داری منو ورشکست میکنی ناراحت شد و کارتو داد بهم و رفت منم پشت سرش رفتم که دیدم رفت سمت اسباب بازی
و شبیه بچه کوچولو ها نگاه میکرد
-میخوای
+چی*سرد
-عههه اون جوری صحبت نکن خوب خسته شدم ای بابا
+باشه
-هوف میخوای ؟
+چی؟؟؟؟؟
-عروسک دیگه
+اره اونم کلی میخری؟ نکنه ورشکسته بشی؟ *تیکه انداخت
-ای بابا حالا من یه چیزی گفتم تو هم هی بگو بیا بریم تو هرچی میخوای بگیر
+واقعا؟
-اوهوم
+خب بریمممممم
-خنده
دیدگاه ها (۰)

پارت ❹ات ویو رفتم کلی عروسک کیوت گرفتم که یه خرگوش دیدم رفت...

پارت ❺+چی-با مامان بابات صحبت کردم درمورد ازدواجمون +خل شدی ...

پارت ❷ات ویو مثل روز های دیگه باز هم تو اتاقم بودم ولی این س...

نمیخوامش! پارت ❶ ات ویو🧸همیشه اون چیزی که نمیخوای اتفاق میاف...

اسم فیک: اون واسه منه p27 کوک: شوخی کردم بابا😂کنار ات دراز ک...

عشق پنهون من

part43 عشق پنهان《ویو ات》از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط