{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part43 عشق پنهان

part43 عشق پنهان
《ویو ات》
از بلندگو ها گفتن که تا چند دقیقه دیگه هواپیما فرود میاد
《پرش زمانی به عمارت》
《ویو ات》
بلاخره رسیدیم عمارت چمدون هامون رو باز کردیم جونگ کوک رفت حموم منم رفتم رو تخت که بخوابم ولی خوابم نمیومد معلومه که خوابم نمی‌بره وقتی این همه توی هواپیما خوابیدم .
《ویو جونگ کوک》
از حموم در اومدم رفتم سمت اتاق در رو باز کردم که دیدم ات چشماش بستس و خوابه
《ویو ات》
در اتاق باز شد فهمیدم که جونگ کوک بود چشمام رو بستم که نفهمه بیدارم
《ویو جونگ کوک》
لباسام رو پوشیدم و رفتم کنار ات داشتم بهش نگاه میکردم فهمیده بودم که بیداره
جونگ کوک: ات ...
《ویو ات》
واییییی یعنی فهمیده بیدارم چشمام رو باز کردم
ات: ... بله
جونگ کوک: میشه باهم صحبت کنیم ؟
ات: برای چی
جونگ کوک: میخوام بدونم چرا اینجوری رفتار میکنی
ات: یعنی میخوای بگی نمیدونی چرا اینجوری رفتار میکنم《پوزخند》
جونگ کوک: بخاطر مادر و پدرت
ات: ... اره
جونگ کوک: ولی ات ...
ات: ولی چی هااا بسه دیگه نمیخوام بیشتر ازین ازت بدم بیاد
جونگ کوک: یعنی ازم بدت میاد؟
ات: بسه دیگه نمیخوام چیزی بگم
جونگ کوک: باشه ...
♡شرط پارت بعدی♥︎
☆۸۰لایک★
♥︎۵۰کامنت☆
♥︎۲۹بازنشر♡
دیدگاه ها (۶۵)

پارت ۲۴

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

پارت ۳۷

وقتی تولدت بودو..

چندپارتی جونگ کوک

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط