{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهم می کنی اما تماشایت تماشا نیست

نگاهم می کنی اما تماشایت تماشا نیست
که ازچشمان تو حتی کمی هم عشق پیدا نیست
نمیـدانـم چـرا دلشوره داری اشک میریزی
اگر چه پیش من هستی دلت انگار این جا نیست
اگر از دیده ام خون هم ببارد خیره خواهم ماند
مرا از عشقبازی با دو چشمت هیچ پروا نیست
توصاحب اختیاری، میروی یا اینکه میمانی
بیا و جان من پیشم بمان، رفتن پشیمانی ست
بـدان بـا رفتنت بی شک بیابانگرد خواهم شد
چو لیلا نیست مجنون را پناهی غیر صحرا نیست
دیدگاه ها (۱۱۶)

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیستپرواز نکردن، سببش نابلدی نیست...

این شب مهتابےام راباتوقسمت مے ڪنمتاسحربےخوابےام راباتوقسمت م...

حس این ویرانگی را از پریشان ها بپرسحال ویران مرا از بغض توفا...

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یادگیرم که زمان خاطره ها را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط