P

P²⁸
+اوو..نمیدونم..مطمئنی طوری نیست؟
-اوهوم.
+خب..باهاش حرف میزنم و خبرشو بهت میدم..فقط کی باید بیایم؟
-برنامه یکشنبه شبه..اگه خواستی میتونی زودتر هم بیای..
+اوکی..
-پس من منتظر خبرتم.
...
ا.ت گوشیشو پرت کرد رو کاناپه و بالششو بغل کردو ناخنشو میجویید..
خندیدو گفت:
زودتر بیام؟...
+لونااااااااا(داد زد)
×زهرررر خررررررررر
+منم دوست دارم بیب بیا یه لحظه..
لونا با دفترش اومد و کنار ا.ت نشست.داشت طراحی کاراکتر اصلی انیمیشنشو میکرد.
×چیشده.
+حس میکنم اینطوری پیش بره ورشکسته میشیم.یعنی میشم.
×چی گفته تهیونگ دوباره بهت(خندید)
+دارم جدی حرف میزنم.یکشنبه بریم سئول؟
لونا اخماش توهم رفتو با چشای گرد شده به ا.ت نگاه میکرد.
×ا.ت چیزی کشیدی؟
+خیلی یهویی شد میدونم..میدونم
×چیو یهویی شد چی گفت بهتتتت (دفترشو پرت کرد و به سمت ا.ت نشست)
+گفتش که یه مهمونیه که..خب معمولا دونفری میان..بعد از من دعوت کرد که باهاش برم..
×چییییییییی!؟(داد)
ا.ت سرشو به بالش فشار داد..
+منم گفتم بدون تو نمیرم..و گفت لونا هم بیار.
لونا دهنش باز مونده بود و به ا.ت نگاه میکرد..
×ا.تتتتتتتتت من بیام اونجااااا چیکار کنممممممممممممممممم(داد)
ا.ت بهش پوزخند زد و بهش چشمک زدو گفت:
+تازه گفت آقای جئونم تشریف میارن..
(و این 😁✌️🏻✌️🏻 حرکتو زد)
×..داری شوخی میکنی دیگه..
[بعد شما بگین ا.ت لونارو ایگنور میکنه..]
+آره دارم شوخی میکنم.(لحنش جدی شد)
×ا.تتتتتتتتتتتتتتتت باورم نمیشهههه این کارو کردیییییییی(داشت از ذوق میمرد)
+گفتم که من تا شما دوتارو باهم روبرو نکنم قرار نیست برم پیش مامانبزرگم.
×یکی طلبت(و ا.ت رو بوس کرد)
+هعییی زندگی
×بلیطتم مهمون من(و لبخند زد)
+زحمت کشیدییی خسته نشیی
×اصن پیاده بیا به من چه
دوتاشون خندیدن و لونا به طراحیش ادامه داد...

__________________________________

..:پس خیلی وقته که به آرزوت رسیدی.
+بزرگترین آرزوی من..مال خودم نبود..ولی خب..اگه تو نبودی که نمیشد..
دیدگاه ها (۹)

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

Our dark romance Part 4*ساعت 6*ا/تبرگشتیم عمارت و من از شدت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط