{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیهِ ماندنِ زنی سی ساله و تنها

شبیهِ ماندنِ زنی سی ساله و تنها
پایِ عشقِ راستینش،
ایستاده‌ام
ولی ویرانم...
شبیهِ رفتنِ مردی خسته در دلِ شب
در پیِ عطرِ موهای معشوقه‌ش،
لبخند می‌زنم
ولی دلتنگم...
شبیه اصرارِ کودکی لجباز
بر سرِ نگهداشتنِ عروسکِ کهنه‌اش،
گریه می‌کنم
ولی
رهایت نمی‌کنم...
دیدگاه ها (۲)

دیگر برایم مهم نیست !بی حس شده ام ...از قضاوت و بی انصافی هی...

💔👌

کملــوها...😄❤

انتظـرتک منتظـرتک مـدری یاهو لـی انتـظر ..مـدری لیـش اگبـالی...

p1.......

نورا همیشه با حسِ بازگشت از جایی دور از خواب بیدار می‌شد، نه...

The pulse of darkness: Black sunrise

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط