معرفی ...
معرفی ...
نویسنده: میونها با اسم مستعارش کای
اسم فیک : سایه عشق
تعداد پارت : بالا ۷۰
تعداد فصل : ۲
خوابگاهی به اسم. دوشیزه جوان در بیرون از شهر فرانسه افتتاح شده است این خوابگاه فقد برایه دختر های جوان افتتاح شده در سن سه سالگی هر خانواده ای دخترش را در این خوابگاه سبت نام میکنن تا برای آن ها درس های مانند ..... تيراندازی/ شمشیر بازی / اسپ سواری / رقص به شیوه اشراف زاده ها / رقص به شیوه دختر ها / رقص به شیوه سال خورده ها / رقص به شیوه سخت مثل گذاشت کتاب بر رو سر / راه رفتن درست / نوشتند / خواندن/ دوختن گل ها رنگارنگ رو پارچه به رنگ سفید که یکی از سخت ترین درس ها این خوابگاه است / هر مدل پختن غذا های باکلاس و شیک / دوختن لباس های پفی که اشراف زاده ها میپوشند / و درست حرف زدن / رفتار درست و خوب حرف زدن /
همه این درس ها فقد برایه آماده کردن دوشیزه ای مناسب آقایون اشراف زاده هست وقتی دختر ها ۱۸ سالش میشن همه شهر ها وارث و اقوام خود را به این خوابگاه میفرسته تا برای خود همسری انتخاب کنند وقتی انتخاب اش میکنن که فارغالتحصیل نشده آن و درست سه ماه این وارث ها اشراف زاده در این خوابگاه میماند ... بلخره باید یکی را انتخاب کنند
درسته که در این زمینه همه چی اختراع شده ولی برایه پادشاهی آن وسایل مانند : گوشی ماشین ساعت مچی لباس های بروز این ها اخطار های بودن برای سلطنتی ها ...
خوشایی شبی که فردایی نباشد.. به زیبایی یک گل به رویایی زندگی در یک قصر .. دنیا دوشیزه ها مجرد دینا یک سلطنت وارد شدن کالسکه با اسپ های سفید که ماننده شاهزاده فرانسه .. در کمال خوشتیپی و رویای هر دوشیزه جوان .. آشنا شدن در حادثه اسپ سواری نجات دادن یک شاهزاده در میان آب ها .. ماندن کفش یک دوشیزه عادی در راه پله های که همه به تماشا بودن .. برداشتن کفش دوشیزه به دست همان شاهزاده ای که جانش را نجات داد .. عاشق شدن و ازدواج کردن بیخیال دشمنان بلخره به هر رسیدن ... در کمال کشتن پادشاه در غذا ش به اسم ای که عروسش غذا را پخته بود / و انداختن از قصر همان دوشیزه ای که جانش را نجات داد / عاشقش کرده بود / زیبا ای دنیا و علاقه را که برایش نمایان درس استاد و شاگرد کرده بود / ها چه میکرد این دوشیزه.... ؟
نویسنده: میونها با اسم مستعارش کای
اسم فیک : سایه عشق
تعداد پارت : بالا ۷۰
تعداد فصل : ۲
خوابگاهی به اسم. دوشیزه جوان در بیرون از شهر فرانسه افتتاح شده است این خوابگاه فقد برایه دختر های جوان افتتاح شده در سن سه سالگی هر خانواده ای دخترش را در این خوابگاه سبت نام میکنن تا برای آن ها درس های مانند ..... تيراندازی/ شمشیر بازی / اسپ سواری / رقص به شیوه اشراف زاده ها / رقص به شیوه دختر ها / رقص به شیوه سال خورده ها / رقص به شیوه سخت مثل گذاشت کتاب بر رو سر / راه رفتن درست / نوشتند / خواندن/ دوختن گل ها رنگارنگ رو پارچه به رنگ سفید که یکی از سخت ترین درس ها این خوابگاه است / هر مدل پختن غذا های باکلاس و شیک / دوختن لباس های پفی که اشراف زاده ها میپوشند / و درست حرف زدن / رفتار درست و خوب حرف زدن /
همه این درس ها فقد برایه آماده کردن دوشیزه ای مناسب آقایون اشراف زاده هست وقتی دختر ها ۱۸ سالش میشن همه شهر ها وارث و اقوام خود را به این خوابگاه میفرسته تا برای خود همسری انتخاب کنند وقتی انتخاب اش میکنن که فارغالتحصیل نشده آن و درست سه ماه این وارث ها اشراف زاده در این خوابگاه میماند ... بلخره باید یکی را انتخاب کنند
درسته که در این زمینه همه چی اختراع شده ولی برایه پادشاهی آن وسایل مانند : گوشی ماشین ساعت مچی لباس های بروز این ها اخطار های بودن برای سلطنتی ها ...
خوشایی شبی که فردایی نباشد.. به زیبایی یک گل به رویایی زندگی در یک قصر .. دنیا دوشیزه ها مجرد دینا یک سلطنت وارد شدن کالسکه با اسپ های سفید که ماننده شاهزاده فرانسه .. در کمال خوشتیپی و رویای هر دوشیزه جوان .. آشنا شدن در حادثه اسپ سواری نجات دادن یک شاهزاده در میان آب ها .. ماندن کفش یک دوشیزه عادی در راه پله های که همه به تماشا بودن .. برداشتن کفش دوشیزه به دست همان شاهزاده ای که جانش را نجات داد .. عاشق شدن و ازدواج کردن بیخیال دشمنان بلخره به هر رسیدن ... در کمال کشتن پادشاه در غذا ش به اسم ای که عروسش غذا را پخته بود / و انداختن از قصر همان دوشیزه ای که جانش را نجات داد / عاشقش کرده بود / زیبا ای دنیا و علاقه را که برایش نمایان درس استاد و شاگرد کرده بود / ها چه میکرد این دوشیزه.... ؟
- ۲۴.۱k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط