پارت ۲
ویو واکاسا :
دختر خیلی خوشگل بود الان از اون موقعی که نجاتش دادم ۸ ساعت گذشته ولی نمی تونم فراموشش کنم راستی یادم رفت اسمش رو ازش بپرسم همینطوری توی افکارم بودم که یهو یو مشت خورد تو سرم
واکاسا : چته وحشی
شینیچیرو: وحشی عمته
واکاسا : من عمه ندارم 😝
شینیچیرو:😑
شینیچیرو: حالا بگذریم چی شده تو فکری
واکاسا : هیچی
شینیچیرو : نه یه چیزی شده ... آها تو فکر اون دختره ای
واکاسا : نه خیرم
شنیچیزو : چرا خیرم
( و بحث بین این دو ادامه دارد )
ویو رینا :
رینا : آخی بالاخره تکالیفم تموم شدش الان دیگه راحتم اما هنوز نتونستم از فکر اون دو تا بیام بیرون اون پسر مو سفیده یا همون واکاسا خیلی ...ام چی بگم
فکر کنم یک حسی بهش پیدا کردم اما مطمئنم من رو حتی یادش نمیاد بهتره از فکرش خارج شم
۱۰ دقیقه بعد....
رینا : نمیتونمممممم!!!
رینا : وای دارم دیونه میشم باید آرامش بگیرم ام چطوره برم بیرون آره میرم یک پارک آرامش بگیرم
پرش زمانی .......
رینا : بالاخره رسیدم هوف روی کدوم نیمکت بشینم آها این خوبه
نشستم رو نیمکت داشتم به منظره و گل های دور و برم نگاه میکردم که یک دفعه نگاهم به یک منظره بامزه افتاد یک گل سفید میون کلی گل قرمز که کنارش یک گل صورتی پر رنگ که تقریبا همرنگ بقیه گل ها بود یک لحظه احساس کردم من اون گل سفیدم با بقیه خیلی تفاوت دارم من نمیتونم با کسی درست ارتباط بگیرم برای همین تو دبیرستان فقط یک دوست دارم که تازه باهاش آشنا شدم اما ممکنه دوستی مون زیاد پا بر جا نباشه چون تا الان توی خیلی چیز ها تفاهم داریم پس فکر نکنم بخواد خیلی باهام دوست بمونه
یکم بغض توی گلوم گیر کرده بود اما نمیتونستم گریه کنم همین جوری داشتم تو افکار خودم غرق میشدم که یک صدای آشنا به گوشم خورد یکم که دقت کردم فهمیدم واکاسا عه یکم تعجب کردم اما نه خیلی چند دقیقه بهش زل زده بودم که ناگهان اون هم متوجه نگاه من شد اول چشماش گرد شد اما بعد نگاهش به یک نگاه تیز تبدیل شد حرفش با اون یکی پسر رو قطع کرد و اومد سمت من و گفت :
واکاسا : تو اینجا چیکار می کنی
میکو : هیچی اومدم هوا خوری
واکاسا : ببینم احیانا توکه حرف هام رو نشنیدی ( با صدای خیلی ترسناک)
میکو : چی نه مگه چی می گفتی ؟ 😓😥( ترسیده )
واکاسا : خوبه (لحنش به لحن سرد همیشگی تبدیل شد )
میکو : تو اینجا چیکار میکنی
واکاسا: با دوستام اومدم بیرون
میکو : خوبه خوش بگذره
بلند شدم میخواستم برم که ......
دختر خیلی خوشگل بود الان از اون موقعی که نجاتش دادم ۸ ساعت گذشته ولی نمی تونم فراموشش کنم راستی یادم رفت اسمش رو ازش بپرسم همینطوری توی افکارم بودم که یهو یو مشت خورد تو سرم
واکاسا : چته وحشی
شینیچیرو: وحشی عمته
واکاسا : من عمه ندارم 😝
شینیچیرو:😑
شینیچیرو: حالا بگذریم چی شده تو فکری
واکاسا : هیچی
شینیچیرو : نه یه چیزی شده ... آها تو فکر اون دختره ای
واکاسا : نه خیرم
شنیچیزو : چرا خیرم
( و بحث بین این دو ادامه دارد )
ویو رینا :
رینا : آخی بالاخره تکالیفم تموم شدش الان دیگه راحتم اما هنوز نتونستم از فکر اون دو تا بیام بیرون اون پسر مو سفیده یا همون واکاسا خیلی ...ام چی بگم
فکر کنم یک حسی بهش پیدا کردم اما مطمئنم من رو حتی یادش نمیاد بهتره از فکرش خارج شم
۱۰ دقیقه بعد....
رینا : نمیتونمممممم!!!
رینا : وای دارم دیونه میشم باید آرامش بگیرم ام چطوره برم بیرون آره میرم یک پارک آرامش بگیرم
پرش زمانی .......
رینا : بالاخره رسیدم هوف روی کدوم نیمکت بشینم آها این خوبه
نشستم رو نیمکت داشتم به منظره و گل های دور و برم نگاه میکردم که یک دفعه نگاهم به یک منظره بامزه افتاد یک گل سفید میون کلی گل قرمز که کنارش یک گل صورتی پر رنگ که تقریبا همرنگ بقیه گل ها بود یک لحظه احساس کردم من اون گل سفیدم با بقیه خیلی تفاوت دارم من نمیتونم با کسی درست ارتباط بگیرم برای همین تو دبیرستان فقط یک دوست دارم که تازه باهاش آشنا شدم اما ممکنه دوستی مون زیاد پا بر جا نباشه چون تا الان توی خیلی چیز ها تفاهم داریم پس فکر نکنم بخواد خیلی باهام دوست بمونه
یکم بغض توی گلوم گیر کرده بود اما نمیتونستم گریه کنم همین جوری داشتم تو افکار خودم غرق میشدم که یک صدای آشنا به گوشم خورد یکم که دقت کردم فهمیدم واکاسا عه یکم تعجب کردم اما نه خیلی چند دقیقه بهش زل زده بودم که ناگهان اون هم متوجه نگاه من شد اول چشماش گرد شد اما بعد نگاهش به یک نگاه تیز تبدیل شد حرفش با اون یکی پسر رو قطع کرد و اومد سمت من و گفت :
واکاسا : تو اینجا چیکار می کنی
میکو : هیچی اومدم هوا خوری
واکاسا : ببینم احیانا توکه حرف هام رو نشنیدی ( با صدای خیلی ترسناک)
میکو : چی نه مگه چی می گفتی ؟ 😓😥( ترسیده )
واکاسا : خوبه (لحنش به لحن سرد همیشگی تبدیل شد )
میکو : تو اینجا چیکار میکنی
واکاسا: با دوستام اومدم بیرون
میکو : خوبه خوش بگذره
بلند شدم میخواستم برم که ......
- ۲.۲k
- ۰۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط