چند پارتی

★چند پارتی★
#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی
pirt: 9
سومین از تعجب دهنش باز موند و گفت 👇🏻
سومین: این.. واقعا جونگکوکه؟!
دایون: ارههههه ، نگاش کننن چقدرررر عالی رقصید !
غنچه: نگاش کن لپاش سرخ شددد
دایون: اخییییی
جونگکوک: چیشده بیب؟
سومین: عا هیچییی (نمیخواست سوتی بده)
جونگکوک: مطمئنی؟
سومین: هوممممم
جونگکوک: بریم غذا بخوریم
سومین: هوم باش
سومین و جونگکوک و بچها رفتن غذا بخورن
خلاصه وقتی خوشگذرونی تموم شد رفتن خونه ، سومین رفت حموم چند ساعت گذشت و از حموم دراومد
جونگکوک روی مبل منتظر سومین بود
تقریبا ساعتای یک شب بود دخترا رفتن خوابیدن کوک روی مبل خوابش برد سومین برای مسابقه و کاراش با لبتاب داشت کار میکرد
اما یهو رفت تو فکر و به کوک نگا میکرد اروم زیر لب با خودش میگفت 👇🏻
سومین: هعی.. جونگکوک تو کجایی؟.. چرا عوض شدی..؟ کاشکی بتونم زمانو به عقب برگردونم همچیز رو تغییر بدم.. اخ جونگکوک.. امسال یه ادم دیگه شدی.. خیلی دلم میخواد مثل سابق بشیم.. خیلی دوست دارم اما نمیتونم ببخشمت..
اشک توی چشمای سومین جمع شد
و همونجوری روی میز خوابش برد
کوک بیدار شد دید سومین خوابه پتو روش نیست بلندش کرد و بردش روی تخت چون هوا خیلی سرد بود دوتا پتو روش انداخت
کوک هم کنارش خوابید و موهاشو نوازش میکرد به صورتش خیره شد

صبح شد ..

صبح شد سومین بیدار شد و رفت غذا رو اماده کرد شومینه رو روشن کرد
و رفت تو اتاق دخترا تا بیدارشون کنه
احساس کرد یکی پشته سرشه دید و گفت👇🏻
سومین: جیغغغ
جونگکوک: چیشد؟
سومین: اخه کوک چرا مثل اجنه ها میای بالا سرم
جونگکوک:(خنده)
سومین: نخند پرو میخنده
جونگکوک: نه من نمیخندم 🤣 (خنده)
سومین: نخنددددد بخدا میزنمتا
جونگکوک: اوووو شجاع
سومین:(بالشتو برداشت)
جونگکوک: جونننن بیا سراغم
سومین: زود فرار کن
جونگکوک: عههه عهههه نکنننن دخترررر
سومین:(میزدش)
جونگکوک: عههه عهههه بسههه نکننن (میخندید)
سومین: نگاش کننن پرو میخنده میگممم نخندددد
جونگکوک: دوس دارم بخندممم
سومین:(داشت میزد اشتباهی افتاد روش)
جونگکوک:(به لباش خیره شد)
سومین: اینجوری نگاه نکن..
جونگکوک: هیس..(ازش Lب گرفت)
چند مین جدا شدن 👇🏻
سومین: خیله خب بسه من برم دخترا رو بیدار کنم
جونگکوک: باش بیب
سومین: غنچه دایون بیدار شید
غنچه: هوففف سومین بزار بخوابممم
دایون: ابجی جونم لطفا پنج دقیقه بزار بخوابم
سومین: پاشید ببینم

★ببخشید دیر گذاشتم★
#جونگکوک #فیک_از_جونگکوک #فیک #داستان #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۷)

★چند پارتی★#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامیpirt: 10سومین و بچها رف...

اخه ای مادر خرابا کیرخرا وقتی جنبه ندارید چرا فالومیکنی بعد ...

★چند پارتی★#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی pirt: 8جونگکوک: خواهش ...

★چند پارتی★#تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی pirt: 7 ۱٠ دقیقه بعد ....

دوست پسر دمدمی مزاج

سرزمین باشکوه نگهبان آتش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط