(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
(๑˙ A kiss of chocolate wine ˙๑)
part ²⁴
با این کارش کمی شوکه شدم اما جلوشو نگرفتم و به نوازشام ادامه دادم که صدایی ته مایه ی رضایت و ناله از گلوش دراومد و سرشو بیشتر روی پام فشارداد ؛ با تن صدای پایینی خودشو صدا کردم : جیمین؟ بلند نمیشی ظهر شده برامون صبحونه آماده کردم
با این حرفم بدون حرکت شد و کمی بعد چشماشو دوباره باز کرد اما این بار چشماش به جای نقره ای ، خاکستری بود پس خود جیمین بود با کمی تعجب به جایی که خوابیده بود نگاه کرد و سریع بلند شد.
جیمین : معذرت میخوام که اذیت شدی؛ پات درد گرفت؟ از دست
این گرگ بی پروا و حواس پرتم
-خوبم نگرانش نباش مشکلی نیست
جیمین : اوه راستی مارکت بهتره؟ دیگه درد نمیکنه؟
-نه مرسی که انقد هوامو داشتی
جیمین : باید میداشتم راستی اسم صبحونه شد خیلی گرسنمه
با این حرفش اروم خندیدم و دستشو توی دستم گرفتم که اروم نگاهش بین دستامون و چشمام چرخید
-پس بيا بريم صبحونه بخوریم نظرت چیه؟
جیمین : عام.. خب کاملا موافقم سوسیس تخم مرغ یا کره مربا يا..
-هیچکدوم امادست صبحونه
جیمین : ممنونم ولی لازم نبود زحمت بکشی تو تازه دیشب مارک شدی ممکن بود حالت بد بشه یا سرگیجه بگیری
با دیدن صورت بی حالت اما چشمای نگرانش پی بردم که چی عصبیش کرده؛ اینکه بهم اسیبی رسیده باشه پس لبخند کمرنگی زدم و به دستش که هنوزم توی دستم بودنرم فشاری وارد کردم
-کاملا خوبم بیا بریم دیگه
با این حرفم بالاخره رضایت داد و به سمت سرویس بهداشتی رفت تا دستو صورتشو بشوره
در این فاصله پنکیکارو گرم کردم و صبحونه رو توی سکوت خوردیم و ظرفارو بی حرف جیمین برداشت و شست و منم هیچ شکایتی نداشتم چون با خیال راحت میتونستم هیکل جذابش دید بزنم
........
جیمین:
متوجه نگاهای خیره اش روی خودمو هیکلم بودم اما قرار نبود به روش بیارم یا مخالفتی کنم بهرحال ترجیح میدم با خیال راحت خودمو دید بزنه فقط و این هیچ ربطی به خوی سلطه گر الفام یا مارکم روی گردنش نداشت ! بالاخره که ظرفاتموم شد باهم به سمت پذیرایی رفتیم و زمانو برای بازگو کردن حرفم مناسب دیدم
جیمین : امیلی ، ممکنه بیای کنارم بشینی باید در مورد موضوع
مهمی باهات صحبت کنم
-عام اره حتما موردی پیش اومده؟
جیمین : عزیزم میدونی هویت من چطوریه و واقعا شغلم چیه؟
-اره خب یه چیزایی از جین شنیدم؛ اما یه سوالی ازت دارم ولی میترسم بپرسم و عصبانی بشی
جیمین : ایرادی نداره هروقت هر سوالی داشته باشی میتونی بپرسی و اگه محرمانه نباشه قطعا بهت جوابش میدم
- خب من میدونم که تو یه ادمکشی.. منظورم اینه که جون بعضی افراد و گرفتی..اما کیارو؟ یعنی دستت به خون بی گناه یا زنوبچه ای هم آلوده شده؟
part ²⁴
با این کارش کمی شوکه شدم اما جلوشو نگرفتم و به نوازشام ادامه دادم که صدایی ته مایه ی رضایت و ناله از گلوش دراومد و سرشو بیشتر روی پام فشارداد ؛ با تن صدای پایینی خودشو صدا کردم : جیمین؟ بلند نمیشی ظهر شده برامون صبحونه آماده کردم
با این حرفم بدون حرکت شد و کمی بعد چشماشو دوباره باز کرد اما این بار چشماش به جای نقره ای ، خاکستری بود پس خود جیمین بود با کمی تعجب به جایی که خوابیده بود نگاه کرد و سریع بلند شد.
جیمین : معذرت میخوام که اذیت شدی؛ پات درد گرفت؟ از دست
این گرگ بی پروا و حواس پرتم
-خوبم نگرانش نباش مشکلی نیست
جیمین : اوه راستی مارکت بهتره؟ دیگه درد نمیکنه؟
-نه مرسی که انقد هوامو داشتی
جیمین : باید میداشتم راستی اسم صبحونه شد خیلی گرسنمه
با این حرفش اروم خندیدم و دستشو توی دستم گرفتم که اروم نگاهش بین دستامون و چشمام چرخید
-پس بيا بريم صبحونه بخوریم نظرت چیه؟
جیمین : عام.. خب کاملا موافقم سوسیس تخم مرغ یا کره مربا يا..
-هیچکدوم امادست صبحونه
جیمین : ممنونم ولی لازم نبود زحمت بکشی تو تازه دیشب مارک شدی ممکن بود حالت بد بشه یا سرگیجه بگیری
با دیدن صورت بی حالت اما چشمای نگرانش پی بردم که چی عصبیش کرده؛ اینکه بهم اسیبی رسیده باشه پس لبخند کمرنگی زدم و به دستش که هنوزم توی دستم بودنرم فشاری وارد کردم
-کاملا خوبم بیا بریم دیگه
با این حرفم بالاخره رضایت داد و به سمت سرویس بهداشتی رفت تا دستو صورتشو بشوره
در این فاصله پنکیکارو گرم کردم و صبحونه رو توی سکوت خوردیم و ظرفارو بی حرف جیمین برداشت و شست و منم هیچ شکایتی نداشتم چون با خیال راحت میتونستم هیکل جذابش دید بزنم
........
جیمین:
متوجه نگاهای خیره اش روی خودمو هیکلم بودم اما قرار نبود به روش بیارم یا مخالفتی کنم بهرحال ترجیح میدم با خیال راحت خودمو دید بزنه فقط و این هیچ ربطی به خوی سلطه گر الفام یا مارکم روی گردنش نداشت ! بالاخره که ظرفاتموم شد باهم به سمت پذیرایی رفتیم و زمانو برای بازگو کردن حرفم مناسب دیدم
جیمین : امیلی ، ممکنه بیای کنارم بشینی باید در مورد موضوع
مهمی باهات صحبت کنم
-عام اره حتما موردی پیش اومده؟
جیمین : عزیزم میدونی هویت من چطوریه و واقعا شغلم چیه؟
-اره خب یه چیزایی از جین شنیدم؛ اما یه سوالی ازت دارم ولی میترسم بپرسم و عصبانی بشی
جیمین : ایرادی نداره هروقت هر سوالی داشته باشی میتونی بپرسی و اگه محرمانه نباشه قطعا بهت جوابش میدم
- خب من میدونم که تو یه ادمکشی.. منظورم اینه که جون بعضی افراد و گرفتی..اما کیارو؟ یعنی دستت به خون بی گناه یا زنوبچه ای هم آلوده شده؟
- ۷۴۴
- ۰۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط