{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی

✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی

🌺🌱🌻🌱🌻🌱🌺🌱🌻🌱🌻🌱
🌱


#پندانه

✅ دوست داری مثل «آب» باشی یا «روغن»؟

✍روزی عارفی نزد شاگردان خود، پیاله‌ای روغن کنجد با پیاله‌ای آب گذاشت.

سپس پرسید:
کدام‌یک به نظر شما با ارزش‌ترند؟


✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی

🌺🌱🌻🌱🌻🌱🌺🌱🌻🌱🌻🌱
🌱


#پندانه

✅ دوست داری مثل «آب» باشی یا «روغن»؟

✍روزی عارفی نزد شاگردان خود، پیاله‌ای روغن کنجد با پیاله‌ای آب گذاشت.

سپس پرسید:
کدام‌یک به نظر شما با ارزش‌ترند؟

همه گفتند:
آب، چون مایۀ حیات است.

عارف روغن و آب را روی هم ریخت، آب پایین‌ رفت و روغن بالاتر ایستاد.

دوباره پرسید:
پس چرا روغن افضل است و بالاتر ایستاد؟!

روغن رنج بسیار کشیده، رنج داس و فشار آسیاب را تحمل کرده تا متولد شده است؛ اما آب هرگز چنین سختی‌ای به‌ خود ندیده است.

برای همین وقتی آب را در نزدیکی آتش قرار دهید تحمل حرارت و سختی ندارد، بخار شده و به هوا می‌رود. اما اگر روغن را در مجاورت آتش قرار دهید هرگز از آتش فرار نمی‌کند، بلکه می‌سوزد و همه‌جا را با نور خود روشن می‌کند.

بدانید ارزش هر چیز به اندازۀ مقاومت او در برابر مشکلات و صبر اوست. در راه خدا چون روغن باید صبور باشید.
دیدگاه ها (۰)

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۳)

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهشتم | آخرین وارثشعله‌های آتش، اطراف ک...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

با شتاب جعبه دستمال‌کاغذی را از داشبورد چنگ زد، در را باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط