{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اخر

پارت 2 *اخر*
که یهو
که یهوووو
کههههه یهوووووو.....
یه چی رفت توش


























نیا پایین بی ادب






























نیا هنتای داره




























نیااااااااااااااا















چرا اومدی؟

هیچی فقط دستش زخم شد🤣🤣🤣چاغو رفت توش تو دستش🤣چه هنتای خوشگلی(هییی تو کامنت ها بگید فکر میکردید قراره چی بشه خیلی دلم میخواد بهتون بخندم🤣)

ا.ت: اخخخ 😥 ولش کن بابا...
یهو ا.ت حس کرد یکی پشت سرشه و همین که خواست برگرده حس کرد توی دستای کسی قفل شده بعد فهمید که موییچیرو از بغلش کرده
ا.ت: وای موییچیرو ترسوندی..... اخخخ *گردنش رو مک میزد*
ا.ت: ببینم موییچیرو تو که احل این کارا نبودیییی
#: خوب اخه گشنمه 🥺
ا.ت: خ.. خو.. خوب برو تو یخچال یه چیزی بخور تا غذا اماده بشه
#: نمیخوام...... *وبه مک زدن ادامه داد و اومد پایین تر تا به شون های ا.ت رسید و گاز مهکمی گرفت و لیس میزد
ا.ت: اااایییی بس کنننن درد داره* سلخ*
#: اخه... اخه اروم از ا.ت جدا شد: ببخشید
ا.ت: ااااممم ببینم خوبی نکنه ناراحت شدی؟ باشه اصلا من معذرت میخوام هر کاری خواطتی بکن باشه؟
#: نه بابا چرا باید ناراحت بشم 😊*دروغ میگهههه و درونش اینجوریه😭🥺*
#: میگم ا.ت میخوام برم بیرون یه هوایی بخورم😊
ا.ت: باشه خدا حافظظظظ
#: 😊
موییچیرو رفت بیرون و چهرش غمگین شد بغض کرد
همین جوری داشت بیرون دور میزد یهو سر درد گرفت و جای زخم هاش درد داشت همین طور اروم اروم به سمت داروخانه حرکت کرد رفت دارو خانه یه بسته قرص گرفت و اومد نشست رو صندلی خوردشون بعد چند دقیقه کم کم داشت گرمش میشد و عرق میکرد با خودش گفت بره خونه شاید بهتر شه رفت خونه
درو باز کرد
#: من برگشتم🥵
ا.ت: اااا سلامم خوش اوم....هی هی هیییی ببینم چرا اینقدر عرق کردی؟ خوبی؟
#: اره من خو.... بم شروع کرد نفس نفس زدن
ا.ت: هااا اصلا خوب نیستی ببینم چیکار کردی؟ کجا بودی؟ چیزی خوردی؟ وایسا تا برات اب بیارم
ا.ت خوایت بره اب بیاره که موییچیرو گرفتش و کشیدش تو بغل خودش و روش خیمه زد
ا.ت: موییچیرو چیکار.....
که موییچیرو لب های ا.ت رو وحشیانه میبوسید و کم کم اومد پایین تر و دو تا از دکمه های لباس ا.ت رو باز کرد و سینه های ا.ت رو میخورد و کبود میکرد
ا.ت: اااحح بس... کن.... اااای چیکار می.... کنی...؟
#: ببخشید...... دست خودم نیست ا.ت خیلی دلم میخواد
و ا.ت رو برد توی اتاق و انداختش رو تخت و لباساش رو در اورد *و ما ا.ت رو داریم با طعم گوجه*
و دو تا از انگشت هاش رو وارد ا.ت کرد و ا.ت جیغ بلندی زد و خون باکرگیش ریخت موییچیرو هم انگشت هاش رو قیچی وار تکون میداد ا.ت هم ناله میکرد. بعد چند دقیقه انگشت هاش رو در اور و یهو دیکش رو واردش کرد ا.ت هم جیغ فرا بنفش زد
ا.ت: اهههههههه یامدهههههه یامده کوداساااااای
و شروع کرد به گریه کردن موییچیرو هم محکم میکوبید و.......
موییچیرو از ا.ت کشید بیرون و دیگه توان کاری رو نداشت اروم ا.ت رو بلند کرد و برد تو حموم با هم حموم کردن اومدن بیرون ا.ت هم که نمیتونست هیچ تکونی بخوره و درد شدید داشت برا همین موییچیرو هیچ لباسی تنش نکرد که راحت تر باشه
چون تخت کثیف شده بود رفت بیرون اتاق رخت خواب ها رو گذاشت. ا.ت رو اورد و گذاشت و روش پتو کشید ا.ت هم از درد به خودش پیچیده بود موییچیرو هم رفت رو تختی و ملافه ها رو گذاشت تا شسته بشن خودش هم رفت پیش ا.ت و از پشت بغلش کرد و شکمش رو ماساژ داد
ا.ت: اااااااخخخخخ
#: اروم اروم.... ببخشید واقعا دست خودم نبود نمیدونم چرا اینجوری شد ببخشید معذرت میخوا.....
ا.ت: هییییششش اروم اشکال نداره فقط بگو چی خوردی
#: خوب.... نمیدونم اخرین چیزی که خوردم اب بود
ا.ت: قبلش
#: خووووب..... اها یه قرص بود
ا.ت: اون قرص رو از کجا اوردی؟ ببینم اصلا هنوز ازشون داری؟
#: خوب از داروخانه گرفتم و اره هنوز ازشون دارم
ا.ت: میشه بیاریشون؟
#: باشه رفت جعبه ی قرص رو اورد و نشون ا.ت داد
#: خوب سر درد گرفته بودم رفتم داروخانه اینو داد منم خوردم
ا.ت: ا..ا.... این.... این قرص سر درد نیست کههههه اصلا روی جعبه رو خوندییییی؟
موییچیرو جعبه رو گرفت و روشو خوند و فهمید که..... ساساگه او
ساساگه او شینزو یاساگه او 🤣🤣🤣

بابا من چطوری به یا اومدم؟
#: خوببببب یه قرص اشتباهی خوردمو بعد تو امدی...
دیدگاه ها (۰)

پارت 1ویو ا.تاییییی خستمممم حوصله هیچی رو ندارم اخه چرا باید...

توضیح: شخصیت ها : یو میکا ا.ت و همه ی کسایی که توی انیمه بود...

پارت 1از زبان ا.تاااااااههههه(منحرف نشوید ای منحرفان)*یامده ...

من دوباره اومدم حمایت ها کم ها_دیدار غیر منتظره_ریندو و ا/ت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط